نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | ژانویه 14, 2010

منهج………………تا………………منهج(7)

منهج………………تا………………منهج

قسمت هفتم

به قلم:علامه امام ابو قتاده فلسطینی(فک الله أسره)

ترجمه از:محمد عمر ابراهیمی

بیان قرآنی درمورد حرکت انبیاء در اقوامشان،آنها را با یک اساس مشترک معرفی می کند که عبارت است از:معرکه انبیاء ومبارزه شان با مردم برای تحقق عبودیت الله درآنها.و از آنجایی که لفظ عبادت (پرستش)، لفظی است که معانی زیادی را در بردارد،باید محدوده آن را دراین زمان تعیین کنیم:

بزرگترین مصیبتی که مردم در مسیر تاریخ به آن دچار می شوند،شرک است. و شرک بزرگترین ظلمی است که در هستی  اتفاق می افتد:{ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ: واقعاً شرك ستم بزرگي است}[لقمان/13]. و مبارزه پیامبران با این کژی وناراستی برای اصلاح و راست کردن آن وبرگرداندن آن به راه صحیح، بوده است یعنی بازگرداندن آن به توحید، و از آنجایی که پیامبران فرستاده های الله وبنده او هستند،اولین کاری که به آن می پردازند، برپایی توحید در زمین می باشد،و برای مردم روشن می کنند که چه ظلمی را به این حق روا داشته اند. و با وجود اینکه این ظلم به مظالم دیگری هم منجر می شود مانند مظالم اجنماعی و اقتصادی و سیاسی،اما اصلاح همه اینها جدای از برپایی حق اصلی ممکن نیست ، واین حق(توحید)،حق الله بر بندگانش می باشد و  کنارگذاردن این هدف، مسلمان را از عبودیتی که شایسته است برآن باشد،دور می کند یعنی نمی تواند جانشین پیامبران الله دردعوتشان باشد. و به عبارت دیگر اگر مسلمان خود را به عنوان یک مصلح اجتماعی برای اصلاح مفسده ای اجتماعی،عرضه کند،یا خود رابه عوان مصلحی سیاسی برای مفاسد سیاسی،عرضه کند،یا خود را به عنوان مصلحی اقتصادی برای مصالح اقتصادی معرفی کند،این شکل از دعوت،او را از بسیاری از شاخصه های مهم شکل حرکت انبیاء در قرآن،محروم می کند، ودر پرتو این مقدمه می توانیم  شکل حقیقی هرجماعت منتسب به اسلام را با توجه به قرب وبعدش از شکلی که  از پیامبران الهی در قرآن کریم ترسیم شده است ، آشکارکنیم. و باید توجه داشته باشیم که معرکه انبیاء با اقوامشان معرکه توخید در مقابل شرک بوده است،یعنی جنگ زیر پرچم توحید.

و این گونه عرضه کردن قضیه ممکن است بعضی از کوته فکران را وا دارد که آن را رد کرده بگویند:مگر امروزه قضیه جماعات اسلامی با اقوام مسلمانشان ،قضیه ایمان وتوحید مقابل شرک وکفراست؟ و ای بسا سؤال صریحتر و واضحترباشد که :آیا امت اسلام در شرک وکفر واقع شده است؟ و فوراً تهمتهای تکراری وتقلیدی نسبت به اهل توحید در ذهن انسان خطورمی کند:خوارج،جماعات تندرو و غالی،فرقه ضاله… تا آخر این لیست سیاه اتهامات .اما اینکه آیا امت محمد صلی الله علیه وسلم دچار شرک وکفری که امم سابق دچارش بودند،می شود،آری و هزار آری.و قائلین به برائت و پاکی امت منتسب اسلام از شرک،به حقیقت توحید جاهلند و از آن جزلفظش چیز دیگری نمی دانند، و به خاطراهمیت تییین این امر،باید برخی از احادیث معصوم را که دال بر گفته ماست و ثابت می کند که گروه هایی از امت محمد صلی الله علیه و سلم به مشرکین وکفارمی پیوندند را نقل کنیم:ابن ماجه و ابو داوود به سند صحیح ازثوبان غلام رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت می کند که ایشان فرمودند:{(و إن مما أتخوّف علی أمتی أئمةالمضلین، وستعبد قبائل من أمتی الأوثان،وستلحق قبائل من أمتی بالمشرکین): بیشترین ترسی که برای امتم دارم از پیشوایان گمراه کننده است،و گروه هایی ازامتم بتها راخواهند پرستید،و گروه هایی از امتم به مشرکین خواهند پیوست}.

این حدیث نکات مهمی دارد و  به پیامبر صلی الله علیه وسلم سخنان جامع وکامل(جوامع الکلم)داده شده بود.ایشان بین دو نوع شرک فرق قائل شده و هر دوی آنها هم شرک اکبرهستند،نوع اول:این فرموه اش(و گروه هایی ازامتم بتها راخواهند پرستید)و نوع دوم:( گروه هایی از امتم به مشرکین خواهند پیوست)، و با اینکه نتیجه یکی است یعنی کفر وشرک. اما طریقه رسیدن به این نتایج مختلف می باشد،بیهوده نخواهد بود که این دو  صورت به تفصیل بیان  شود،پس برای روشن شدن فرق بین دو حالت اندکی پیش می رویم چرا که فوائد مهمی را در بردارد و برای مسلمان ،گروه های کافر را در عصر حاضر آشکار می کند.

1.شرک اول:شرک بت پرستی(عبادت اوثان) .و اوثان(ج وثن) همان اصنام(ج صنم)می باشد، مجاهد(ازتبع تابعین) می گوید:صنم آن است که براساس شکل و چهره ای ساخته شده باشد و وثن بر غیر این حالت است.(پایان نقل قول)

و پرستش اصنام و اوثان کار کسانی است که در زمان ما به تدین فاسد کشیده شده اند مانند صوفیه و قبرپرستان،شیطان در راه اینان صوری از شرک را قرارداد که مردم دچار فتنه شده و فریب خوردند و برای همین می بینی که  بسیاری از متدینین با این بتها و بتخانه ها مشرک شده اند،حتی در جزیرةالعرب که شیخ الاسلام محمد بن عبد الوهاب برای از بین بردن این بتها درآنجا جهاد کرد،امروزه دوباره این بت پرستی ها به آنجا باز گشته است،و دولت پوشالی آنجا هیچ راه حلی برای میراندن دعوت شیخ درآنجا پیدا نکرده به جز با چشم پوشی از طریقت های صوفیه و مجالس شرکیه که ازطرف گروه های تصوف در مکه و مدینه منعقد می شود.

مؤلف قرة الموحدین می گوید: افرادی از این امت بعد از صدر اسلام در شرک افتادند و بت پرست شدند و انواع عبادات را برای این بتها انجام داده واین کار را دین خود کردند.(پیان نقل قول).و عجیب اینجاست که رهبر یکی از جماعتهای اسلامی بزرگ که اخوان المسلمین باشد،یعنی عمرتلمسانی(با شغل وکالت)،قبر پرستی و پناه بردن به قبرها ونذربرای قبور وطواف دور آن را مسأله ای ذوقی به شما می آورد،اینست مقدار فهم او از توحیدی که انبیاء بدان برانگیخته شده اند و همینطور مشاور قانونی!!سالم البهنساوی در کتابش به اسم»شبهاتی پیرامون فکر اسلامی معاصر» عنوان کرده که توحید در اذهان مسلمین از روشنایی نورآفتاب دروسط روز هم روشنتر است و فریاد اعتراض را برسرکسانی که می گویند امت توحید ومقتضیاتش  رانمی داند،بلند می کند. واگر  به کلام بزرگان اسلام در قدیم وجدید درباره جهل مردم به توحید،مراجعه کنیم نه این ورقات وبلکه مجلداتی را پر خواهد کرد و کافی است که سخن امام عبدالرحمن بن حسن بن محمد بن عبدالوهاب را تکرار کنیم آنجا که می گوید:هیچ کسی از وقوع در شرک احساس امنیت نمی کند مگر کسی که به شرک و راه های نجات از آن جاهل باشد.[فتح المجید].

2.شرک دوم:که شرک پیوستن به مشرکین است و پیوستن به مشرکین صورمتعددی دارد که در هر زمان عوض می شود و با شرک مشرکین آن زمان هم رنگ میشود،و مشرکین زمان ما با نوع خاصی ازشرک متمایزشده اند و این شرکی است که بسیاری ازگروه های منتسب به اسلام وارد آن شده اند که عبارت است از:شرک قضاوت و تحاکم. بسیاری از منتسبین اسلام ازاین جهت به غرب نپیوسته اند که خود نصرانی و یهودی شده باشد-که این هم البته شرک وکفر است- .و اما این کدام شرک است که این گروه ها امروزه به آن داخل شده اند؟ این شرک بی شک،شرک قوانین وثنی می باشد.[1]

گروه هایی از امت ما به این شرک وکفر،پیوسته اند و تا گردنهایشان در آن فرو رفته اند،و شرک اغلب مردم دراین زمان  همین است.شرک کسانی که به دینداری میل دارند شرک بت پرستی است که در این زمان عبارت است از شرک متدینینی مانند صوفیه و قبرپرستان و خرافاتیها. ولی شرک بقیه مردم و آن کسانی که از دینداری وعبادت روی گردانیده اند،عبارت است از:شرک پیوستن به مناهج ونظام ها وقوانین مشرکین ودخول در گروه هایشان مانند پیوستن به کمونیستها وسکولارها و بعثیها و وطن پرست ها و قوم پرستان و  سایر صور شرک و کفراکبر. واین نوع از شرک امروزه زیاد شده است و از سایر اشکال شرک پیشی گرفته است و این شکل از شرک با این کثرت،بلا شک شکل جدیدی ازشرک می باشد که امتمان قبلا آن را تجربه نکرده بود. و از آنجایی که بسیاری ازمردم توانایی ابداع در اکتشاف صور شرک و  درک عوض شدن شکل  آن درزندگی مردم،را ازدست داده اند برای همین آنها همچنان با اشکال قبلی شرک که موحدین قبلی با آن می جنگیدند مانند قبرپرستی ومانند آن،مبارزه می کنند و اما درباره شرک جدیدی که مردم در این زمان به وجود آورده اند که عبارت است از شرک طاعت و تحاکم به غیرالله،هیچ اهمیتی نمی دهند و کوچکترین توجهی به آن نمی کنند.

برخی ازجماعات اسلامی هستند که به شرک قبور پی نبرده اند و حتی برخی از افرادشان داخل آن شده اند، به همین ترتیب برخی از جماعات اسلامی وجود دارند که به شرک قصور پی نبرده اند وحتی برخی ازافرادشان داخل آن شده اند و این گروه ها جزیی ازگروه هایی شده اند که به مشرکین پیوسته اند، به عنوان مثال اگر به سلفی دروغینی که هنوز خواب مبارزه با صوفیان قدیمی که درهوا می پریدند را می بیند،بگویی:چرا تو در دستگاه کافر فلان گروه مشرک هستی؟متحیر می شود و نمی داند چه بگوید، و الا عذر اینانی که منتسب به توحید هستند در تأیید گاه و بی گاه صدام حسین(که بعثی بود) چیست؟ یا دخول رهبری از رهبرانشان یعنی شیخ محمد شقره در طائفه کفر در اردن؛تا مشاور قانونی ولی عهد طاغوت آنجا بشود.

این قوم که  اعتراض پشت اعتراض بر شرک قبور وارد می کنندو پشت سرهم این شرک را محکوم می کنند-البته  این کارشان هم سطحی بوده و به بسیاری از مسائل مربوط به آن نمی پردازند- درباره شرک قوانین کوچکترین اهتمامیبه ان نمی ورزند مگر از باب رفع سرزنش.و این نشان دهنده آن است که توحیدی که انبیاء بدان مبعوث شدند دچار عیوباشکالات  و نقصهای زیادی در اذهان مسلمین امروزی شده است.

خلاصه نتایجی که ازاین بحث می گیریم:

1.امت محمد صلی الله علیه وسلم به شرک وکفری که امم سابقه دچار شدند،دچارمی شود و اما چیزی که در این امت ممتنع می باشد اجتماع امت بر کفر وشرک است.

2.امروزه شرک به دو شکل واقع شده است:

الف)شرک قبور: که گروه های متدین در آن گرفتار شده اند.

ب)شرک قصور:که گروه های سکولار ولائیک (کسانی که به دین اهمیتی نمی دهند)به آن گرفتار آمده اند.

3.جماعات هدایتمند آن کسانی هستند که از هردو شرک بیزاری جوید نه اینکه از یکی بیزاری جسته و به آن دیگری گرفتار شود.

4.معرکه جماعت هدایتمند معرکه توحید بر ضد کفر،و ایمان ضدشرک می باشد و نه معرکه ای اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی، و نه معرکه حنبلی ضد حنفی یا شافعی ضد مالکی، یا نصرت مذهبی بر مذهب دیگر یا قولی فقهی بر قول فقهی دیگر.

منبع: منبر التوحید والجهاد


[1] منظور شرک حکم به غیرما انزل الله می باشد.یعنی وضع قوانینی که برخلاف شریعت الله باشد.آن کس که این قوانین را وضع کند(مانند نمایندگان مردم در پارلمانها) وآن کس که به آن حکم کند(مانند قضات و حاکمان امروزی در تمامی کشورها چه مسلمان نشین وچه غیرآن) و کسی که به آن تحاکم کند(مانند کسانی که برای حل اختلافات به این دادگاه ها  مراجعه کرده و با رضایت ازاین قوانین و قاضیانی که بر خلاف حکم الله حکم میرانند حکم می خواهند) وآن کسانی که ازآن حمایت ومحافظت کنند(مانند سربازان این دولتهای کافر)و تمام کسانی که این قوانین را تأیید کرده وبه آن راضی هستند،مشرک وکافرهستند.(مترجم).


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: