نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | دسامبر 29, 2009

منهج……..تا…………منهج : قسمت پنجم

منهج……..تا…………منهج

قسمت پنجم

به قلم:علامه امام ابوقتاده فلسطینی(فک الله أسره)

ترجمه:محمد عمر ابراهیمی

اگر بگوییم-همانطور که گذشت-باطل فی نفسه حقیقتی ندارد بلکه باطل ، به معنای غیاب حق می باشد همانطور که ابن قیم رحمه الله می فرماید،سؤالی که در اذهان مطرح می شود اینست که :معنی غلبه باطل بر حق در بسیاری از اوقات که با چشمان خود آن را می بینیم،چیست؟و جواب این سؤال به چندین قسمت تقسیم می شود که دراین فرصت سعی می کنیم که به برخی از آنها بپردازیم ان شاء الله تعالی:

بیان اول:بدان که الله در کتابش تأکید کرده که حق هرگز شکست نمی خورد،و تأکید کرده که هرگز برای کافران راهی برای چیرگی وغلبه بر مؤمنین قرارنخواهد داد.،الله تعالی می فرماید: { وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً: هرگز خداوند كافران را بر مؤمنان چيره نخواهد ساخت. نساء/141}. جاهل گمان می کند که این آیه برخی اوقات نقض می شود چرا که گاهی می بیند که کفر بر اسلام غلبه یافته است و این تصور، جهل بزرگی نسبت به دین الله تعالی می باشد.

امام شاطبی در  کتاب الموافقات،درباره این سخن الله سبحانه وتعالی{ وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً}،می گوید:این آیه حمل بر این می شود که خبری است که معنایش استمرار نیافته است چون بسیاری اوقات کافران برمؤمنین با قتل واسارت کردنشان،چیره می شوند وممکن نیست که معنی آیه غیر از چیزی باشد که واقعیت آن را تصدیق کرده و مطابق آن باشد،بنابراین منظور آیه  تقریر حکم شرعی است و واجب است که آیه به همین معنا حمل شود.(پایان نقل قول){ج1،ص101،100}. می گویم:این،لغزش بزرگی از این امام بود که باید مدتها پیش به آن توجه می شد،چون که اوضاع واحوالات ما در این زمان نشان می دهد که ما به خاطر این افکار جعلی که مفاهیم دین بزرگ اسلام را تحریف کرده، از مفاهیم اصیل کتاب وسنت بسیار فاصله گرفته ایم.

برای تقسیر کلام شاطبی می گوییم:در این آیه به مؤمنین امر شده که هیچ گاه ذلت را در دینشان نپذیرند و بر آنها واجب است که تمام تلاششان را برای منع حصول ذلت به کار برند،واگر غلبه کفار بر آنان حاصل شد نشان دهنده اینست که آنان درتطبیق فرمان الله کوتاهی کرده اند،تفسیر صحیح این آیه اینست که هم فرمان الهی وهم وعده الهی در آن است؛اما فرمان الهی اینست که:مؤمن باشند،وایمان دراینجا یعنی مدافعه وجنگ وقتال و طلب چیرگی وعزت،و این به تعریف مسمای ایمان درنظر اهل سنت بر می گردد.شارح کتاب شاطبی یعنی استاد فاضل عبدالله درّاز نیز دچار اشتباه شده آنجا که گمان کرده که آیه با تهی بودنش از «وعملوا الصالحات» بر معنی دیگری حمل می شود،واین سخنش برای این است که گمان می کند ایمان دراینجا حکم است ونه درجه ومرتبه،ولی قول صحیح اینست که منظور این فرموده الله تعالی دراین آیه(المؤمنین)،انجام وظایف و واجبات ایمانی است که وظیفه دفاع ومدافعه می باشد،و مانند این آیه ،این سخن رسول صلی الله علیه وسلم می باشد که می فرماید:{(إذا تبایعتم بالعینة واتبعتم أذناب البقر وترکتم الجهاد فی سبیل الله سلط الله علیکم ذلا لا یرفعه إلا أن تعودوا لدینکم):هرگاه معامله»عینه»(نوعی معامله ربوی)کردید ودم گاوهایتان را گرفتید وجهاد فی سبیل الله را ترک کردید الله بر شما ذلتی مسلط می کند و آن را برنمیدارد مگراینکه به دینتان برگردید.(حدیث حسن)}.معنی دین دراینجا همان معنی ایمان در آیه سابق است که عبارت است از: جهاد. ذلت با نماز وزکات وحج وذکر برداشته نمی شود هرچند همه اینها جزو دین است ودر رفع ذلت کمک می کند اما ذلت برداشته نمی شود مگر با برداشتن سببی که ذلت به خاطر آن حاصل شده است که عبارت است از:ترک جهاد فی سبیل الله.پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرماید:{(ماترک قوم الجهاد إلا ذلوا):هیچ قومی جهاد را ترک نکرد مگراینکه ذلیل شدند.}. برادر مسلمانم…بر تو است که به  تنکیر(نکره بودن) موجود در این فرموده پیامبر صلی الله علیه وسلم(قومٌ)دقت کنی،چون ترک قتال از جانب قومی(هر قومی)منجر به ذلت می شود وشبیه همین، این فرموده پیامبر صلی الله علیه و سلم است که می فرماید:{(ما غزی قوم فی عقر دارهم إلا ذلوا):هیچ قومی در داخل دیارشان مورد هجوم قرار نگرفته اند،مگر اینکه ذلیل شدند}.

بنابراین این آیه از مؤمنین می خواهد که مؤمن باشند یعنی مجاهد باشند،مانند این فرموده الله تعالی:{ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ: اي كساني كه ايمان آورده‌ايد،ایمان بیاورید.نساء/136}.و مانند این فرموده الله تعالی:{ ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ خُذُواْ حِذْرَكُمْ فَانفِرُواْ ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُواْ جَمِيعاً ‏: ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد ! احتياط نمائيد و آمادگي خود را ( براي مقابله با دشمنان ) حفظ كنيد ، و دسته دسته يا همگي با هم ( به سوي جنگ ) بيرون رويد . ‏}و مانند این سخنش:{ ‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ‏: ‏ اي كساني كه ايمان آورده‌ايد !  ( در برابر شدائد و ناملايمات ) شكيبايي ورزيد و ( در مقابل دشمنان ) استقامت و پايداري كنيد و ( از مرزهاي مملكت خويش ) مراقبت به عمل آوريد و از ( خشم ) خدا بپرهيزيد ، تا اين كه رستگار شويد . ‏}و بسیاری از آیات دیگر.ونباید کسی گمان کند که این فرموده اش:{خذوا حذرکم:احتیاط کنید و آمادگی  خود را حفظ کنید } واین فرموده اش: {اصبروا:شکیبائی ورزید}، امری زائد بر مسمای ایمان است،این فکر از انحرافات اهل بدعت وفسادشان است،چون آنها می گویند:ایمان فقط قول قلب است وبرخی از آنان بر این اضافه می کنند چرا که قول قلب بر قول لسان دلالت می کند.وهنگامی که این بدعت کشنده که «ایمان درقلب است»بین مردم منتشرشد،در تفسیر این آیات نظرات مختلفی را ارائه داده اند که همگی اش باطل است،آنان این سخن الله تعالی: { وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً} را بر مفهوم وعده حمل کرده اند وگفته اند:هرگاه ایمان قلب(یعنی تصدیق قلب)حاصل شود،الله با قدرت خود از آنها دفاع می کند بدون اینکه افعال آنها موجود باشد(چون درآیه ذکر نشده است).به همین خاطر خلف وعده را به سخن الله نسبت داده اند چرا که واقعبت را برخلاف آن دیدند.

اما اینکه آیه وعده ای است:بله،ولی طبق مفهومی که گذشت،وقتی بندگان الله وظیفه دفاع ومدافعه را عملی کردند وجهاد را شروع کردند و لوازم آن تکمیل شد،حتما وعده الهی تحقق پیدا می کند چون سبب واثر-در زندگی مؤمن-تلازمی حتمی با هم دارند وتلازم بین ان دو تلازمی مطلق در باب وعد می باشد بر خلاف باب وعید که تلازم بین آنها وجود دارد اما مطلق نمی باشد.

و نتیجه اینست :هنگامی که وعد تحقق نیافت لزوما بر تحقق نیافتن  فرمان الهی در نفس مکلف دلالت دارد.

آیا بعد ازاین کسی می تواند بگوید معنی غلبه باطل چیست؟غلبه باطل همچنان وهمیشه به معنای غیاب حق می باشد.وحق عبارت است از:فرمان الهی وامتثال آن.وغلبه حق  وعده ای است مترتب بر اکتمال حق و کامل شدن آن.

بیان دوم:غلبه باطل در برخی اوقات مظهری ازمظاهر حکمت ربانی می باشد. چرا که هیچ چیز درهستی رخ نمی دهد مگر از روی حکمتی،که در آن قصد الهی عظیمی است واگر به کشف حکمتهای الهی بپردازیم مجال برایمان تنگ خواهد بود اما برخی از آن را که این ورقات گنجایش آنها را داشته باشد دراینجا می آوریم:

الف)حکمت اول:-که بزرگرین ومهمترین حکمتهاست-الله تعالی می فرماید:{ ‏ إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاء أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالأَنْعَامُ حَتَّىَ إِذَا أَخَذَتِ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏:‏ حال دنيا ( از حيث زوال و فنا و از ميان‌رفتن نعمت آن ) همانند آبي است كه از آسمان مي‌بارانيم و بر اثر آن گياهان زمين كه انسانها و حيوانها از آنها مي‌خورند ( و استفاده مي‌كنند ، مي‌رويند و ) به هم مي‌آميزند تا بدانجا كه زمين ( در پرتو آن ) كاملاً آرايش و زيبائي مي‌گيرد و آراسته و پيراسته مي‌گردد و اهل زمين يقين پيدا مي‌كنند كه بر زمين تسلّط دارند ( و حتماً مي‌توانند از ثمرات و غلّات و محصولات آن بهره‌مند شوند . در بحبوحه اين شادي و در گيراگير اين سرسبزي و آراستگي ) فرمان ما ( مبني بر درهم كوبيدن و ويران كردن آن ) در شب يا روز در مي‌رسد ( و با بلاهاي گوناگون ، از قبيل : سرماي سخت ، تگرگ شديد ، سيل ، طوفان ، و غيره ، آن را نابود مي‌سازيم ) و گياهانش را از ريشه برآورده و دروده و نابودش مي‌كنيم . انگار ديروز در اينجا نبوده است ( و هرگز وجود نداشته است ، و انسانهائي در آن سرزمين نزيسته‌اند ) . ما ( بدين وضوح ) آيه‌ها ( ي خويش ) را براي قومي تشريح و تبيين مي‌كنيم كه مي‌انديشند ( و مي‌فهمند ) . ‏یونس/24}.

برادرایمانی ام…بدان که یکی از مهمترین وبا عظمت ترین اسماء الله تعالی»المتکبر»می باشد.پیامبر صلی الله علیه وسلم در حدیث قدسی با روایت از پروردگارش می فرماید:{(العزة إزاری والکبریاء ردائی فمن نازعنی فیهما عذبته):عزت ازار من است وکبریایی ردای من،هر کس که با من در این دو منازعه کند او را عذاب می دهم(روایت مسلم)}.الله اشرف صفاتش یعنی «کبریایی» را نام برده است،واین اسم نماد ربوبیت پروردگار می باشد، واز مظاهر این اسم درجهان هستی اینست که دشمنانش را در لحظه قدرت کاملشان،به عذاب گرفتارمی کند واین از کمال الوهیت الهیت حقیقی است وازکمال کبریایی الله تعالی وازکمال مکر الله تعالی با کافران.الله تعالی می فرماید:{ وَأُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ: و به آنان مهلت مي‌دهم. بيگمان طرح و نقشه من سخت استوار است…اعراف وقلم}.هنگامیکه کافر تمکین پیدا کرده و در زمین به گردنکشی پرداخت وبرای خود ادعای ربوبیت کرد،دراین صورت ازکمال حکمت الله است که دراین زمان او رابه عذاب شدیدی گرفتارکند تامصیبتش بیشترشود وقدرت الله(رب حقیقی)برای بندگان مؤمنش نمایان شود.

وبزرگترین مثال برای این مطلب،فرعون است،الله تعالی می فرماید:{ ‏ إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ‏:‏ فرعون در سرزمين ( مصر ، شروع به ) استكبار و سلطه‌گري كرد ، و ( در ميان ) مردمان آنجا ( تفرّقه انداخت و آنان ) را به گروهها و دسته‌هاي مختلفي تبديل نمود .  ( هر گروهي و دسته‌اي به دفاع از افراد خود و جنگ و دشمني با سايرين مي‌پرداخت . فرعون مخصوصاً مردمان مصر را به دو گروه مشخّص قبطيان و سبطيان تقسيم كرد ، و ) گروهي از ايشان را ( كه سبطيان يعني بني‌اسرائيل بودند ، در برابر قبطيان ) ضعيف و ناتوان مي‌كرد . پسرانشان را سر مي‌بريد و دخترانشان را ( براي خدمتگذاري ) زنده نگاه مي‌داشت . او مسلّماً از زمره تباهكاران ( و جنايتكاران تاريخ ) بود . ‏..قصص/4}.     و فرعون آن کسی است که گقت:{ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي: من معبودی جز خودم براي شما سراغ ندارم.قصص/38}و او کسی است که گقت:{ ‏ ‏ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى ‏ من والاترين معبود شما هستم !… ‏نازعات/24}.این خصومتی حقیقی بین ربی است که حقیقی و دارای صفات کمال مطلق می باشد و ربی که جعلی ودروغگو است.{ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ: فرعون  قوم خويش را فرومايه و ناآگاه بارآورد و ايشان هم از او فرمانبرداري و پيروي كردند…زخرف/54}.

نتیجه چه شد؟مظهری ازمظاهر ربوبیت رب حقیقی دال بر کبریایی وعظمت و علو او بر خلقش.

الله سبحانه وتعالی می فرماید:{ ‏ وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءهُمْ رَسُولٌ كَرِيمٌ ‏.‏‏ أَنْ أَدُّوا إِلَيَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ‏. وَأَنْ لَّا تَعْلُوا عَلَى اللَّهِ إِنِّي آتِيكُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ‏:‏‏ ما پيش از اينان ، قوم فرعون را آزموده‌ايم . پيغمبر بزرگواري ( به نام موسي ) به نزدشان آمد . ‏‏ ( موسي بديشان گفت : اي فرعونيان ! ) بندگان خدا را به من بسپاريد كه من پيغمبر درستكارم . ‏‏ و بر خدا بزرگي نكنيد و تكبّر نورزيد ( و ادّعاي الوهيّت و ربوبيّت ننمائيد و كارهائي انجام ندهيد كه با اصول بندگي شما سازگار نمي‌باشد ) . من دليل روشني ( بر درستي گفتار و راستي پيغمبري خود ) براي شما آورده‌ام . ……….تا این فرموده الله تعالی….: ‏ فَمَا بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّمَاء وَالْأَرْضُ وَمَا كَانُوا مُنظَرِينَ ‏:‏ نه آسمان بر آنان گريست و نه زمين ، و نه بديشان مهلتي داده شد.}دخان.

یا الله چه با عظمتی و وچه حکمت متعالی داری.

ب)حکمت دوم:الله تعالی می فرماید:{ الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً: همان كسي كه مرگ و زندگي را پديد آورده است تا شما را بيازمايد كدامتان كارتان بهتر و نيكوتر خواهد بود….ملک/2}.الله بندگانش را برای ابتلاء وامتحان خلق کرده و مؤمنان بیشتر از همه مردم دچار بلاءوامتحان می شوند.پیامبر صلی الله علیه وسلم می فرمایند:{(یبتلی الرجل علی قدردینه):هر کس به اندازه ایمان واخلاصش دچار آزمایش و بلا می شود(روایت ترمذی)}.یکی از مواردی که الله مؤمنین را با آن آزمایش می کند اینست که با چیرگی و غلبه کافران برآنها،آنها را امتحان می کند تا پروردگارمعلوم کند که چه کسی واقعا از روی یقین به او ایمان آورده و چه کسی در قلبش شک و تردید است. و این از کمال حکمت وعظمتش است،چراکه پروردگار از بنده راضی نمی شود مگر اینکه برای او خالص شود و در قلب بنده غیر از الله چیزدیگری نباشد. قصه قارون وبرتری او در زمین در سوره قصص نیز به همین منوال است،کثرت اموال او فتنه وآزمایشی برای مردم بود واهل علم بالله دراین فتنه ثابت قدم گشتند ودر آخر قصه، الله تعالی می فرماید:{ ‏ تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ‏:‏ ما آن سراي آخرت را تنها بهره كساني مي‌گردانيم كه در زمين خواهان تكبّر و استكبار نيستند و فساد و تباهي نمي‌جويند ( و دلهايشان از آلودگيهاي مقام‌طلبي و شهرت‌طلبي و بزرگ‌بيني و تباهكاري ، پاك و پالوده است ) ، و عاقبت از آن پرهيزگاران است .}.

ج)حکمت سوم:یکی ازاهداف الله تعالی از ابتلاء مؤمنین با برتری یافتن کفر بر آنها دربرخی اوقات، اینست که ببیند چه کسی او را ،با جنگیدن ومبارزه با کفار از روی اطمینان به وعده الله تعالی،اطاعت می کند وچه کسی تسلیم کفر شده و برایش سرخم می کند.همانطور که برای صحابه رضی الله عنهم بعد از  وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم در جریان ارتداد،اتفاق افتادکه صحابه دراین قضیه اهل ایمان ویقین بودندو آنهاشایسته ترین افراد برای این صفات هستند.

برتری کفر در برخی اوقات،فرصتی طلایی برای مؤمن به شمار می رود تا صدق ادعایش را در پیوند خود به عبودیت پروردگار،ثابت کند.الله تعالی می فرماید:{ ذَلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ: برنامه اين است ، و اگر خدا مي‌خواست خودش ( از طريقهاي ديگري همچون طوفان و زلزله و سيل و غرق و به زمين فرو بردن ، و ساير بلايا و مصائب ، بدون جنگ شما ) از آنان انتقام مي‌گرفت . اما خدا خواسته است بعضي از شما را با بعضي ديگر بيازمايد ( و مؤمنان راستين را با جهاد با كافران امتحان نمايد ) …محمد/4}. ونیز الله تعالی به پیامبرش در حدیث قدسی می فرماید:{( إنما بعثتك لأبتليك وأبتلي بك… تااین فرمایشش… استخرجهم كما استخرجوك، واغزهم نغزك وأنفق عليهم فسننفق عليك، وابعث جيشا نبعث خمسة مثله، وقاتل بمن أطاعك من عصاك):من تو را فقط برای این مبعوث کردم تا تو را بیازمایم و دیگران را به ذریعه تو بیازمایم…تا این فرموده اش…..آنها را (از دیارشان)اخراج کن همانطورکه تو را اخراج کرند،وبا آنان بجنگ ما تو را یاری می کنیم وعلیه آنها اموال را خرج کن ما بر تو انفاق خواهیم کرد،. لشکری را برای جنگ برانگیز ما پنج برابر آن را (ازفرشتگان)برمی انگیزانیم،و همراه کسی که از تو اطاعت کرده علیه کسی که از تو نافرمانی کرده،بجنگ}.(صحیح مسلم روایت کرده است).

منبع:منبرالتوحید والجهاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: