نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | دسامبر 14, 2009

منهج جهادی؛قتال ودعوت است

منهج جهادی؛قتال ودعوت است

به قلم:ابو سحاب السبیعی

ترجمه از:محمد عمر ابراهیمی

بسم الله الرحمن الرحیم

برخی جاهلان گمان می کنند که جهاد ومجاهدین، بی منهج هستند!!

 و گمان می کنند که این «شیران» کسانی هستندکه از «مسئولیت دعوت» و»مشکلات علم آموزی»فرارکرده اند!! بلکه حتی برخی آن را «فرار از شغل وکسب وکار» شمرده اند!!

و گمان می کنند که که امثال اینان از مشکلات زندگی و به خاطر عدم تواناییشان برای مواجهه وتحمل، فرار کرده اند!!

و گمان می کنند که آنها برنامه دعوی ندارند و دردشان فقط جنگ است!! وفقط جنگ!! وفقط جنگ!!(و تعجبشان هم تمام نمی شود)

این سخنان از آن رو گفته می شود که گوینده آن هرگزقدم به میادین جهاد ننهاده است!!

و ازکسانی است که سرشان هرگزبا گرد وغبار راه خاک آلود نشده است!! و از رگش هرگز قطره خونی در راه نابود کردن طاغوت نچکیده است!

بنابراین برادرگرامی ام ازامثال این جاهلان تعجب نکن!! و آن کسانی که ایمانشان ضعیف است وبه قدرت الله عز وجل اعتماد ندارند!!

آن کسانی که ازمامی خواهند که قدرت ما ودشمنانمان مانند هم باشد!!در حالیکه الله تعالی می فرماید:{ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ…: براي ( مبارزه با ) آنان تا آنجا كه مي‌توانيد نيروي ( مادي و معنوي ) و ( از جمله ) اسبهاي ورزيده آماده سازيد ،)!!

 اینان می خواهند که ما و دشمنانمان در تعداد نفرات یکسان باشیم!!درحالی که پیامبر صلی الله علیه وسلم که با قریش که «1000» نفر بودند جنگید وتعداد لشکر ایشان علیه الصلاةوالسلام از»314″نفر بیشترنبود!!

و بار دیگر با آنان که «3000»نفربودند جنگید درحالی که لشکر ایشان از «700»نفر تجاوزنمی کرد!!

بلکه با روم که» 200000 «نفربودند جنگید در حالی که لشکرایشان علیه الصلاةوالسلام از «3000»نفر بیشتر نبود!!

هنگامی که به آنها می گوییم»برای اعداد به افغانستان می رویم» میگویند:»نه….فکر تکفیری»!! ومی گویند:»همین جا اعداد ممکن است»!!

و دیگر چرندیات بیمار گونه!!

 و اگر بگوییم»برای جهاد به چچن می رویم»می گویند:»امت همین جا به شما نیاز دارد»!! ومی گویند:»آنها به اموال نیاز دارند نه افراد»!!

 

و با این حال آنان را می بینی که می گویند»امت ضعیف است»!! و «وقت وقت دعوت است»!!

آنها نه می گذارند جوانان»اعداد کنند» ونه می گذارند «جهاد کنند»!! ومانند روافض شده اند که منتظر»مهدی منجی» اند که در سرداب هستی غائب شده است!!!!

و این جهالان را می بینی که از آن جوانان انتقاد می کنند که  برنامه و منهجی برای دعوت ندارند!!بلکه بعضی از آنها غلو کرده و-از فرط جهالتش-می گوید:آنها»از شغل وکسب رزق و روزی فرارکرده اند»!!

سوگند به الله اینست دست یازیدن به آبروی مجاهدین و الا چرا مانند بزرگان اهل علم از آبرویشان سکوت نکردند!!

این جاهلان، مجاهدان شیر مرد ما را متهم می کنند که آنها برای برافراشتن پرچم «لا اله الا الله»نمی جنگند!!

وبرای»یاری مستضعفین» نمی جنگند!!

 وفقط «برای جنگ» می جنگند!! و»برای خون ریزی»!! سبحانک ربی..هذا بهتان عظیم!!!!!!

و برای اینکه خلاف این سخنانی را که این جاهلان می گویندبرایت ثابت کنم ،به من گوش وچشمت را بسپار:

اولاً: امکان ندارد جهادی بدون سبب شرعی برپا شود وتمام جبهات که درحال حاضر در جریان است وقبلا درجریان بوده است فقط برای یاری رساندن به مسلمین  در آن سرزمین بوده است. اولین بار جهاد در افغانستان برای کمک به مسلمین آنجا در مقابل هجوم کمونیسم ملحد بوده وجهاد در سرزمین بوسنی وهرزگوین برای نصرت مسلمین در برابر هجوم صلیبی صربی کینه توز در طول ده هاسال بوده است.

 و جهاد در صومال و چچن و ارتیریا و افغانستان (اخیرا) وسایر مناطق فقط برای دفع دشمن مهاجم کافر  که به مسلمانان بدترین عذابها را چشانده اند برپا شده است و بر مسلمین نصرت برادرانشان وجنگ با دشمنانشان که تازیانه های عذاب را برسرشان کوفته اند، واجب است.

ثانیاً: هر جا مجاهدین پا می گذارند هدفشان را فقط «یاری آن ملت مسلمان» و «برپایی دولت اسلامی حقیقی»قرار می دهند و این وضعیت تمام جبهات اسلامی بوده است. اینکه این اهداف تحقق یافته یا نه، به این معنی نیست که این امر و آن جهاد شکست خورده وغیرشرعی بوده است چنانکه برخی جهال گمان می کنند!بلکه گاهی هدف در ابتدای کار تحقق می یابد وسپس به علت عوامل خارجی که سعی در شکست برنامه اسلامی دارد،ازبین می رود.

ثالثاً: درهرمیدانی که مجاهدین پاگذاشته اند هدف دیگرشان درموازات هدف نصرت، آگاهی دادن اهالی آن سرزمین به دین صحیح وتعلیم صحیح امور دینشان مانند عقیده ونماز وروزه وقرائت قرآن ومبارزه با بدعتهایی چون رقیه های شرکی و آویزه های بدعی(تمائم) وطرق صوفیه که غالبا بینشان منتشر است،بوده است،مجاهدین نقش فعالی در ایجاد کلاسهای آموزشی براساس منهج سلفیت،داشته اند مثل فعالیتهایی که در بوسنی انجام گرفته بود همانطور که برادرمان شیخ ابوعبدالعزیز حفظه الله آنها را ذکرکرده و خاطرنشان کرده است که در بوسنی کلاسهایی برمنهج سلف شکل گرفته وعقیده صحیح سلف را به آنها آموزش می داد.

و همچنین درچچن مجاهدین مرکزی اسلامی زیرنظربرادرمان شیخ ابوعمر السیف ایجاد کردند که نقش مهمی در آگاه سازی چچنیان دردوران ما بین دو جنگ داشت به طوری که بسیاری از جوانان مجاهد چچنی سلفی از آنجا فارغ التحصیل شدند ونیز نقش زیادی در آگاهی و بیدارسازی اهالی آنجا داشت وحتی مردم اقلیم داغستان برای فراگیری علم به این مرکزروی آوردند.

و همچنین در افغانستان، مجاهدین مرکز آموزشهای عربی را ایجاد کردند که نقش مهمی در آموزش زبان عربی که زبان قرآن کریم است،داشت ونیز در عرصه آموزش عقیده و نماز و روزه به اهالی این منطقه در(قندهار) ودیگر مناطق فعالیت می کرد وبسیاری از مردم این منطقه از این آموزشها بهره بردند.

و مجاهدین برخی از این دانش آموزان را که مستعد بودند به طور تخصصی آموزش می دادند تا علم شرعی بیشتری بیاموزد وبه عنوان مدرس برای مردم منطقه خویش فعالیت کند.

و زنان مجاهدین  در منطقه نصرت به آموزش زنان در امور دینی ودنیوی مربوط به زنان می پرداختند، وبرخی از زنان همراه شوهرشان خود را در آن منطقه وقف فعالیتهای دعوی کرده و مراکزی برای آموزش زنان ایجاد می کردند.

مجاهدین در هر منطقه ای وارد شده اند غیر از نصرت هدف دیگری داشته اند که «دعوت» و «آموزش مردم» بوده است تا امور دین را به طرز صحیح آموزش داده و آنها را از تاریکی جهل به سوی نور علم صحیح به دین الله سوق دهند.

رابعا:مجاهدین حرص شدیدی بر آموزش نظامی و رزمی مردم منطقه نصرت داشته و فنون قتال و روش به کار گیری انواع اسلحه جات را همراه آموزش حد لازمی از علوم شرعی،به مردم می آموختند تا جوانان آنجا توانایی دفاع از سرزمینشان را در برابر تجاوزخارجی داشته باشند وبه این ترتیب مجاهدین تأثیری واضح وفضلی آشکار در آموزش و تمرین وتسلیح آنها در برابر هر گونه هجوم خارجی بعد از خروج مجاهدین داشته اند.

خامسا:مجاهدین هیچگاه از آموزش وآگاه سازی اعضای لشکر و وعظ وسخنرانی وتدریس دروس علمی ودعوی غافل نبوده اند،برادران مجاهد در بوسنی کلاسهایی با شیخ محمد بن عثیمین رحمه الله داشتند،او علوم شرعی را به ایشان آموزش می داد وبرای آنها وعظ می کرد وبه سؤالات آنها جواب می داد وحتی با آنها شوخی کرده و خستگی را از تنشان در می آورد.

همچنین مجاهدین در میادین «نصرت» و»جهاد» برنامه های علمی وبرنامه هایی برای حفظ قرآن کریم با توجه به موقعیت و شرایط خاصشان،داشتند ودر عین حال برای کسب تخصص درامور جنگاوری مشغول بودند در حالی که بسیاری از جوانان امت از این امور به خاطر بهانه های پوچ وواهی اعراض کرده واز آمدن به میادین جهاد ونصرت واعداد کناره گرفته اند.

آیا بعد ازاین کسی می تواند آن سخنان را درباره مجاهدین تکرار کند؟!!

منبع:منبر التوحید والجهاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: