نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | دسامبر 5, 2009

اعجاز عددی در قرآن

اعجاز عددی در قرآن

شگفتیهای سوره کهف

به قلم:دکترعبد الدائم الکحیل

دیر زمانی است که ملحدین به قصه اصحاب کهف تردید دارند،آیا هم اکنون زبان اعداد می تواند اثبات کند که این قصه وحیی از جانب الله است وبرای بشر ممکن نیست که مانند آن را بیاورد؟ بیایید بخوانیم….

قصه اصحاب کهف قصه عجیبی است،جوانانی از ظلم پادشاهی ستمگر فرار کرده وبه غار پناه برده واز خدا خواستند که آنها را در پناه خود قرار دهد وخداوند چنین اراده کرد که آنها را اکرام کرده ومعجزه ای برای آیندگان قرار دهد،وسوره کاملی نازل کرد که اسم «الکهف:غار» را به منظور تکریم این جوانان بر خود دارد.

ولی مشککین طبق عادتشان می خواهند از قرآن انتقاد کنند و می گویند:قرآن تألیف بشر است،چون برای انسان ممکن نیست که 309 سال بخوابد وسپس بیدار شود،این فقط یک افسانه است-نعوذ بالله-.

من یقین دارم که معجزات قرآن از یکدیگر جدا نیستند واعجاز عددی تابع اعجاز بیانی است وهر دو به حروف وکلمات تکیه دارندو پیگیری معانی آیات، گاهی ما را به کشف معجزه ای عددی می رساند! و این مطلب را در قصه اصحاب کهف می یابیم،همه ما می دانیم که اصحاب کهف 309 سال در غار ماندند واین مطلب را قرآن تصریح کرده است،الله تعالی می فرماید:{ ‏ وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعاً ‏: ‏ اصحاب كهف مدّت سيصد و نه سال در غارشان ( در حال خواب ) ماندند . ‏[کهف:25]}.

قصه با این فرموده الله تعالی آغازمی شود:{ ‏ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً ‏* ‏ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَداً ‏* ‏ فَضَرَبْنَا عَلَى آذَانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ‏* ‏ ثُمَّ بَعَثْنَاهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصَى لِمَا لَبِثُوا أَمَداً ‏….[کهف/9-12]}.ترجمه: آيا گمان مي‌بري كه ( خواب چندين ساله ) اصحاب كهف و رقيم ، در ميان عجائب و غرائبِ ( پراكنده در گستره هستيِ ) ما چيز شگفتي است‌ ؟* ‏ ( يادآور شو ) آن گاه را كه اين جوانان به غار پناه بردند و ( رو به درگاه خدا آوردند و ) گفتند : پروردگارا ! ما را از رحمت خود بهره‌مند ، و راه نجاتي برايمان فراهم فرما . ‏* ‏ پس ( دعاي ايشان را برآورديم و پرده‌هاي خواب را ) چندين سال بر گوشهايشان فرو افكنديم ( و در امن و امان به خواب نازشان فرو برديم ) . ‏* ‏ پس از آن ايشان را برانگيختيم ( و بيدارشان كرديم ) تا ببينيم كدام يك از آن دو گروه مدّت ماندن خود را حساب كرده است. ‏

و با این فرموده الله تعالی پایان می یابد:{ ‏ وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعاً ‏* قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا…[کهف/25-26]}.ترجمه: ‏ اصحاب كهف مدّت سيصد و نه سال در غارشان ( در حال خواب ) ماندند . ‏* بگو : خدا ( از همگان ) آگاه‌تر است از مدّت ماندن اصحاب كهف ( در غار زنده و در حال خواب ) .

و سؤالی که مطرح کردم این بود:آیا ارتباطی بین عدد سالهایی که اصحاب کهف درغار ماندند وعدد کلمات نص قرآنی وجود دارد؟ . ازآنجایی که ما با کلمه به زمان اشاره می کنیم پس باید در این تحقیق از کلمه ای دال بر زمان آغاز کرده وبا همان پایان دهیم. و از آنجایی که ما می خواهیم مدت زمانی که (درغار)ماندند(در زبان عربی:لبثوا) را بدانیم پس راز در این کلمه نهفته است.

من مدت زمان مدیدی برای کشف راز این قصه تحقیق کردم و دیدم که بعضی از محققین تلاش کرده اند تا بین کلمات قصه وعدد309 ارتباطی پیدا کنند ولی من به دنبال روشی بودم که کاملا واضح بوده وغیر قابل نقض وتشکیک باشد.من کلمات قصه را یکی یکی وبا اعتبار  واو عطف به عنوان یک کلمه مستقل-چون از ما قبل ومابعد خود جداگانه نوشته می شود-،شمردم وناگهان شوکه شدم!

اگر در نص قرآن از ابتدای قصه تا انتهایش،تأمل کنیم می بینیم که اشاره زمانی قرآن از کلمه لبثوا(مدت ماندن) در آیه 12 شروع شده و با خود همین کلمه پایان می یابد یعنی کلمه لبثوا در آیه 26.

و جداً عجیب است که اگر کلمات را از اولین لبثوا تا آخرین لبثوا  بشماریم(با شمارش واو عطف به عنوان یک کلمه)،دقیقا 309 کلمه را پیدا می کنیم همان عدد سالهای ماندن اصحاب کهف در غار!!! واین هم نص قرآنی که صدق این حقیقت را ثابت می کند.شمارش را از کلمه «لبثوا»آغاز می کنیم:

لَبِثُوا*أَمَداً*نَحْنُ*نَقُصُّ*عَلَيْكَ*نَبَأَهُم*بِالْحَقِّ*إِنَّهُمْ*فِتْيَةٌ*آمَنُوا*10

بِرَبِّهِمْ*وَ*زِدْنَاهُمْ*هُدًى*و*رَبَطْنَا*عَلَى*قُلُوبِهِمْ*إِذْ*قَامُوا*20

فَقَالُوا*رَبُّنَا*رَبُّ*السَّمَاوَاتِ*وَ*الْأَرْضِ*لَن*نَّدْعُوَ*مِن*دُونِهِ*30

إِلَهاً*لَقَدْ*قُلْنَا*إِذاً*شَطَطاً*هَؤُلَاء*قَوْمُنَا*اتَّخَذُوا*مِن*دُونِهِ*40

آلِهَةً*لَّوْلَا*يَأْتُونَ*عَلَيْهِم*بِسُلْطَانٍ*بَيِّنٍ*فَمَنْ*أَظْلَمُ*مِمَّنِ*افْتَرَى*50

عَلَى*اللَّهِ*كَذِباً*وَ*إِذِ*اعْتَزَلْتُمُوهُمْ*وَ*مَا*يَعْبُدُونَ*إِلَّا*60

اللَّهَ*فَأْوُوا*إِلَى*الْكَهْفِ*يَنشُرْ*لَكُمْ*رَبُّكُم*مِّن*رَّحمته*و*70

يُهَيِّئْ*لَكُم*مِّنْ*أَمْرِكُم*مِّرْفَقاً*وَ*تَرَى*الشَّمْسَ*إِذَا*طَلَعَت*80

تَّزَاوَرُ*عَن*كَهْفِهِمْ*ذَاتَ*الْيَمِينِ*وَ*إِذَا*غَرَبَت*تَّقْرِضُهُمْ*ذَاتَ*90

الشِّمَالِ*وَ*هُمْ*فِي*فَجْوَةٍ*مِّنْهُ*ذَلِكَ*مِنْ*آيَاتِ*اللَّهِ*100

مَن*يَهْدِ*اللَّهُ*فَهُوَ*الْمُهْتَدِ*وَ*مَن*يُضْلِلْ*فَلَن*تَجِدَ*110

لَهُ*وَلِيّاً*مُّرْشِداً*وَ*تَحْسَبُهُمْ*أَيْقَاظاً*وَ*هُمْ*رُقُودٌ*وَ*120

نُقَلِّبُهُمْ*ذَاتَ*الْيَمِينِ*وَ*ذَاتَ*الشِّمَالِ*وَ*كَلْبُهُم*بَاسِطٌ*ذِرَاعَيْهِ*130

بِالْوَصِيدِ*لَوِ*اطَّلَعْتَ*عَلَيْهِمْ*لَوَلَّيْتَ*مِنْهُمْ*فِرَاراً*وَ*لَمُلِئْتَ*مِنْهُمْ*140

رُعْباً*وَ*كَذَلِكَ*بَعَثْنَاهُمْ*لِيَتَسَاءلُوا*بَيْنَهُمْ*قَالَ*قَائِلٌ*مِّنْهُمْ*كَمْ*150

لَبِثْتُمْ*قَالُوا*لَبِثْنَا*يَوْماً*أَوْ*بَعْضَ*يَوْمٍ*قَالُوا*رَبُّكُمْ*أَعْلَمُ*160

بِمَا*لَبِثْتُمْ*فَابْعَثُوا*أَحَدَكُم*بِوَرِقِكُمْ*هَذِهِ*إِلَى*الْمَدِينَةِ*فَلْيَنظُرْ*أَيُّهَا*170

أَزْكَى*طَعَاماً*فَلْيَأْتِكُم*بِرِزْقٍ*مِّنْهُ*وَ*لْيَتَلَطَّفْ*وَ*لا*يُشْعِرَنَّ*180

بِكُمْ*أَحَداً*إِنَّهُمْ*إِن*يَظْهَرُوا*عَلَيْكُمْ*يَرْجُمُوكُمْ*أَوْ*يُعِيدُوكُمْ*فِي*190

مِلَّتِهِمْ*وَ*لَن*تُفْلِحُوا*إِذاً*أَبَداً*وَ*كَذَلِكَ*أَعْثَرْنَا*عَلَيْهِمْ*200

لِيَعْلَمُوا*أَنَّ*وَعْدَ*اللَّهِ*حَقٌّ*وَ*أَنَّ*السَّاعَةَ*لَا*رَيْبَ*210

فِيهَا*إِذْ*يَتَنَازَعُونَ*بَيْنَهُمْ*أَمْرَهُمْ*فَقَالُوا*ابْنُوا*عَلَيْهِم*بُنْيَاناً*رَّبُّهُمْ*220

أَعْلَمُ*بِهِمْ*قَالَ*الَّذِينَ*غَلَبُوا*عَلَى*أَمْرِهِمْ*لَنَتَّخِذَنَّ*عَلَيْهِم*مَّسْجِداً*230

سَيَقُولُونَ*ثَلاثَةٌ*رَّابِعُهُمْ*كَلْبُهُمْ*وَ*يَقُولُونَ*خَمْسَةٌ*سَادِسُهُمْ*كَلْبُهُمْ*رَجْماً*240

بِالْغَيْبِ*وَ*يَقُولُونَ*سَبْعَةٌ*وَ*ثَامِنُهُمْ*كَلْبُهُمْ*قُل*رَّبِّي*أَعْلَمُ*250

بِعِدَّتِهِم*مَّا*يَعْلَمُهُمْ*إِلَّا*قَلِيلٌ*فَلَا*تُمَارِ*فِيهِمْ*إِلَّا*مِرَاء*260

ظَاهِراً*وَ*لَا*تَسْتَفْتِ*فِيهِم*مِّنْهُمْ*أَحَداً*وَ*لَا*تَقُولَنَّ*270

لِشَيْءٍ*إِنِّي*فَاعِلٌ*ذَلِكَ*غَداً*إِلَّا*أَن*يَشَاءَ*اللَّهُ*وَ*280

اذْكُر*رَّبَّكَ*إِذَا*نَسِيتَ*وَ*قُلْ*عَسَى*أَن*يَهْدِيَنِ*رَبِّي*290

لِأَقْرَبَ*مِنْ*هَذَا*رَشَداً*وَ*لَبِثُوا*فِي*كَهْفِهِمْ*ثَلاثَ*مِئَةٍ*300

سِنِينَ*وَ*ازْدَادُوا*تِسْعاً*قُلِ*اللَّهُ*أَعْلَمُ*بِمَا*لَبِثُوا*309

 

دقت کن که چطور تعداد کلمات از اولین (لبثوا)تا آخرین (لبثوا) مساوی 309 کلمه است!!این واقعا حیرت آوراست بلکه یک معجزه است چون ممکن نیست از روی تصادف باشد! به این ترتیب فاصله زمانی کلمات قرآنی از کلمه (لبثوا) آغاز وبا کلمه(لبثوا)پایان می یابد،وتعداد کلمات از اولین کلمه تا آخرین کلمه مساوی زمانی است که اصحاب کهف در غار ماندند.و نکته ای دیگرنیز هست که صدق این معجزه را مؤکدتر می کند وثابت می کند که از روی تصادف نیست وآن اینکه عبارت»ثلاث مئة«(یعنی300سال)در این قصه هنگام شمارش رقمش 300 است وبعد از این کلمه، 9 کلمه آمده است که با این سخن الله تعالی تطابق وتناسب دارد:{ وَازْدَادُوا تِسْعاً:و 9 سال دیگرافزودند} واین بر توافق وتطابقی دلالت دارد که بین معنی لغوی وبیانی کلمه و ارقامی که از این کلمه تعبیر می کند برقرار است.

و اینجاباید لحظه ای درنگ کنیم:

آیا معقول است که  تصادف باعث شده باشد که کلمات نص قرآنی و دقیقا از اولین کلمه «لبثوا» تا آخرین کلمه «لبثوا» درست وتمام وکمال 309 کلمه باشددقیقا به عدد سالهایی که اصحاب کهف در غار ماندند؟واگراین تصادف باشدآیا باز تصادف موجب شده که ترتیب رقم عبارت(ثلاث مئة) دربین کلمات دقیقا 300 باشد؟آیا این تصادف است یا اندازه گیری پروردگار عزیز وعلیم؟

از این معجزه رقمی چه فایده ای می بریم؟

ممکن است کسی بگوید:معنی این چیست؟ودر جواب می گوییم معانی زیادی دارد:

1-تطابق بین کلمات نص وعدد سنوات 309 ثابت می کند که این نص، کلام الله تعالی است وبرای بشر هر چقدر هم که تلاش کند ممکن نیست که چنین ترتیب محکمی ومتناسبی را بوجود آورد بخصوص اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم در عصری زندگی می کرد که علم شمارش وارقام پیشرفتی نکرده بود بلکه در سطح بسیار ساده و ابتدایی بود.

2-این تطابق وتناسب حیرت آور بین عدد کلمات نص وعدد309 سلامت ودست نخوردگی نص قرآن را ثابت می کند چون اگر تحریفی در قرآن رخ داده بود عدد کلمات مختل شده واین معجزه پنهان می شد،پس این تناسب وتطابق عددی ثابت می کند که قرآن کریم بر خلاف ادعای ملحدین، تحریف نشده است.

3-به نسبت من به عنوان یک مسلمان،اینگونه تناسب وتطابق عددی ایمان وخضوع وخشوع مرا دربرابر عظمت کتاب الله تعالی افزایش می دهد،واین حال مؤمنین در هنگام دیدن معجزه است که ایمان وتسلیمشان برای الله عز وجل زیادتر می شود:{ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَاناً وَتَسْلِيماً: جز بر ايمان و تسليم ايشان نمي‌افزايد .[احزاب/22ه}.

4-در این معجزه ردی است بر مشککین به صدق این قصه  وکسانی که می گویند که این قصه افسانه است، امثال این معجزات ادعای آنها را رد کرده و برهان مادی ملموسی را بر صدق کتاب الله تبارک وتعالی ارائه می دهد.

5-اگر بین تقویم قمری وتقویم شمسی مقارنه ای به عمل آوریم می بینیم که سال قمری 3% کمتر از سال شمسی است وبر این اساس می بینیم که 300 سال شمسی دقیقا مساویست با 309 سال قمری(3% ×300=9)، و در اینجا اشاره ای اعجازی در این فرموده الله تعالی می یابیم:{ ‏ وَلَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِئَةٍ سِنِينَ وَازْدَادُوا تِسْعاً ‏:و درنگ کردند در غار خود سیصد سال وافزودند نه سال دیگر}، گویی الله تبارک وتعالی می خواهد به فرق بین دو تقویم که 3% است، اشاره کند و محمد صلی الله علیه وسلم به این نسبت آگاهی نداشت ،اما الله آن را در کتابش به ودیعه گذاشت تا به معجزات این سوره بزرگ اضافه شود.

سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ

ما به آنان ( كه منكر اسلام و قرآنند ) هرچه زودتر دلائل و نشانه‌هاي خود را در اقطار و نواحي ) و در داخل و درون خودشان به آنان ( كه منكر اسلام و قرآنند ) نشان خواهيم داد تا براي ايشان روشن و آشكار گردد كه اسلام و قرآن حق است .[فصلت/53]

 

منبع: www.kaheel7.com

ترجمه:محمد عمرابراهیمی

 

 

 


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: