نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | نوامبر 24, 2009

شاخصه های طائفه منصوره

شاخصه های طائفه منصوره

نوشته:ابوالفضل عراقي

1.ايمان داريم که الله يكي است وشريکي براي او نيست و تنها او معبود پرستيدني است،هيچ معبود بحقي(که شايسته پرستش باشد)غير او نيست.

2.ايمان داريم که الله – سبحانه- خالق،مالک،مدبّر(اداره کننده)است وخلق وامر در دست اوست.

3.ايمان داريم که براي الله –سبحانه وتعالي- اسماء وصفات برتر ووالايي است وما آنان را همانطور که در کتاب وسنّت صحيح آمده است مي پذيريم بدون هيچ گونه تشبيه ونه تکييف(بيان چگونگي)ونه تمثيل(مثال زدن) ونه تأويل(گرداندن معنا از ظاهر به غير ظاهر)ونه تعطيل(انکار صفات واسماء).

4.ايمان داريم که هيچ مُطاعُ لِذاته(کسي که فقط بايد بخاطر ذات خوداو نه چيز ديگر،اطاعت کرده شود)ومحبوب لذاته(کسي که فقط بايد بخاطر ذاتش نه چيز ديگر،دوست داشته شود) نيست جز الله وهر چيزي غير از الله اطاعت از او ومحبتش فقط وفقط براي الله ودر راه الله بايد باشد.

5.ايمان داريم که حکم (قضاوت وداوري)وتشريع (قانون گذاري) از ويژه گيهاي خاصّ الله يکتا است واينکه حکمش عدل مطلق وهر چيز مخالف آن ظلمي مردود است.واينکه از لوازم ايمان و شروط صحّت آن باز گردانيدن تمامي امور به حکم وتشريع الله است واينکه هر کس امري را به غير حکم الله باز گردانيد وبه غير ما انزل الله حکم کرد،از تشريع (قانون،برنامه زندگي)حادثي که الله به آن اجازه نداده پيروي کرد،چنين کسي کافر وخارج از ملّت اسلام ومتّبع حکم جاهليّت است.

6.ايمان داريم که محمّد صلّي الله عليه وسلّم فرستاده الله به سوي تمام انسانها وجنها است،پيروي واطاعت از او در تمامي دستوراتي که داده ، وتصديق (تأييد)وتسليم او شدن در تمامي اوامرش واجب است واين از لوازم صحّت ايمان شخص است وازجمله اطاعت ازاو صلي الله عليه وسلم ،تحاکم(قضاوت وداوري را پيش کسي بردن،حکم خواستن)به سوي اووبه سوي سنّتش مي باشد. وهر کس حکم او را ردّکند حکم الله را ردّ کرده و هر کس حکم الله را ردّ کند کافر شده است.

7.ايمان داريم که ايمان قول وعمل است،قول قلب وزبان، وعمل قلب وجوارح(اندامها). واين چهار مورد ارکان ايمان است که ايمان شخص با از بين رفتن آن نقض شده و از بين مي رود.

8- ايمان داريم که ترکِ جنسِ عملِ جوارح ،کفر اکبرِ خارج کننده از ملت ا سلام است.

9-ايمان داريم که تکفير حکمي شرعي است ومأخذ آن کتاب الله و رسول الله صلّي الله عليه وسلّم و سنّتش واجماع امت است.

10 – ايمان داريم که هيچ کس از اهل قبله با گناه پايين تر از شرک کافر نمي شود مادامي که آن گناه را حلال نشمرده باشد.

11- ايمان داريم که هر کس چيزي را گفت يا عملي را انجام داد که کفر باشد، کافر مي شود هرچند قصد کفر را نکرده باشد.

12- ايمان داريم که کفر هم با قلب وهم با زبان وهم با عمل تحقق مي يابد.

13- ايمان داريم که کفر عملي دو نوع است: کفر اکبر و اصغروکفر اعتقادي دو نوع است : اکبر واصغر .

14- ايمان داريم که عموم کفر مردم کفرعناد ( دشمني ولجاجت) واعراض( روي گرداني )است واين همان کفري است که رسول الله صلّي الله عليه وسلّم بخاطر آن با مردم جنگيد.

15- ايمان داريم که هر کس اسلام را برايمان ظاهر کرد، به اسلامش حکم مي کنيم وبا اوهمانند رفتار با مسلمانان، رفتار مي کنيم وهر کس کفر را برايمان ظاهر کرد-بدون مانع شرعي معتبر-اوراظاهراً وباطناً تکفير مي کنيم وبا او همانند رفتاربا کافران، رفتار مي کنيم.

16- ايمان داريم که تارک نماز کافر است از نوع کفر اکبرخارج کننده ازملت.

17- ايمان داريم که هر کس يکي از صورتهاي عبادت ماننداطاعت ( مطلق) ومحبت (مطلق) وخوف ورجاء واستعانت (ياري ومدد خواستن) ودعا واستغاثه ( طلب فرياد رسي) را براي غير الله انجام داد ،همچنين شخصي کافر است کفر اکبرمخرج من الملة

18- ايمان داريم که هرکس مشرکين را عليه مسلمين ياري داده- به هرطريقي که باشد- همچنين کسي کافر است از نوع کفر اکبر.

19- ايمان داريم که حاکم به غيرما انزل الله وهم گروه وهمکارانش ويارانش که مبدل شريعتند همگي شان کافر مرتد هستند وقيام عليه آنها با سلاح وقدرت نظامي برهر مسلمان فرض عين است.

20- ايمان داريم که سکولاريسم (عقيده جدايي دين ازسياست، علم پرستي ،به زبان عربي: علمانيت يعني علم زدگي)با هم? انواع واسماء واحزاب وشعارهاو پرچمهاي مختلفش کفر بواح (آشکاروقطعي ) مخرج من الملة است. پس هرکس به آن معتقدباشد يابه سوي آن دعوت کند،يا ياري اش کنديا طبق آن حکم کند چنين شخصي کافر مشرک است هرچندکه در لباس اسلام باشدو گمان کندکه ازمسلمانان است.

21- ايمان داريم که دموکراسي (به زبان عربي: ديموقراطيه) فتنه اين عصر است که الوهيّت و حاکميّت مخلوق را اصالت مي بخشد وويژگي حکم وتشريع را به جاي الله ،به اوبرمي گرداند،در نتيجه ،اين کفراکبرمخرج من الملة است پس هر کس به آن (مطابق اين مفهومي که بيان کرديم ) معتقدباشديا به سوي آن دعوت کند،ياآن را ياري کند ويا طبق آن حکم کند،چنين شخصي مرتداست هر چندکه منتسب به اسلام باشد وگمان کند که اوازمسلمين است.

22- ايمان داريم که هر حزب وگروهي از مردم که براصل و مبدأي غيرازاسلام بنيان نهاده شد، چنين گروهي وحزبي ،طائف? ردّه وکفراست مانند احزاب قومي ووطني و کمونيستي وبعثي و سوسياليستي.

23- ايمان داريم که شيعه روافض طائفه کفروردّه اند وآنها بدترين مخلوق زير اين گنبد آسمان هستند.

24- ايمان داريم که جهل معجزکه دفعش ممکن نباشدعذر معتبر شرعي است که مانع رسيدن وعيد مطلق به شخص معيّن مي گردد.

25- ايمان داريم که کفر شخص معيّن موقوف به ثبوت شروط تکفير در بار? او و انتفاء موانع تکفيرازاواست.

26- ايمان داريم که ديار مسلمين که بااحکام کفرحکومت مي شود،ديارمرکب وجامع دووصف اند: وصف دارالکفرازجهت احکام جاري ووصف دارالاسلام از جهت ساکنان آن. وهرکس حکمش بستگي به خوداودارد:مسلمان مسلمان است وکافر کافر واصل دراهل وساکنان آن،اسلام است و دراين مورد،معروف الحال ومستورالحال يکسان اند.

27-ايمان داريم که دنيا دار سنن واسباب است که در صورت قدرت براستفاده ازآن، ترکش جايزنيست ووابستگي ودل بستگي به آن و مؤثر دانستنش شرک و ترکش معصيت و عدم اعتبار آن زندقه است.

28- ايمان داريم که جماعات اسلامي که وارد انتخابات ومجالس قانونگذاري مي شوند جماعات بدعتي هستند که ازافعالشان به سوي الله بيزاري مي جوييم.

39-ايمان داريم که مقول? ( حکومت اسلامي رادر قلبهايتان برپاکنيدتابرروي زمين برپاشود)نزدطرفدارانش براساس معنايي جبري يا ارجائي است .

30- به سوي الله بيزاري مي جوييم از گمراهيهاي خبيثان اهل تجهّم ( جهميه گرايي ) وارجاء(عقيد? مرجئه)-رازدادان طواغيت مرتدوپاسداران نگهبان امنيت وسلامتي شان -وازآنها وازگمراهي وفاسد کردن وگمراه کردنشان ،برحذرمي داريم .

31- به سوي الله بيزاري مي جوييم ازگمراهيهاي خوارج وغلوآنان و ازغلاة تکفيردراين زمان که پيروي آنها راکرده اند. وازآنان واز هم نشيني با آنان وازافسادوگمراه کردنشان ،برحذرمي داريم.

32-ايمان داريم که وعده هاي الهي درکتاب الله وسنت رسولش دستوراتي براي مسلمانان هستند به منظوربدست آورن اسبابش وسعي دررسيدن به آن.

33- ايمان داريم که طائفه منصوره ، طائفه علم وجهاداست.

34- ايمان داريم که جهادتاروز قيامت ادامه داردهمراه هرنيکوکاروبدکاري ودرهرزمان وهرمکان وباامام (حاکم شرعي مسلمين) وبدون امام وبا يک فردوبيشترانجام مي گيرد. کناره گيري کناره گرفتگان و ترساندن بازدارندگان آن رامتوقّف نمي کند.

35- ايمان داريم که جهادفي سبيل الله تنها طريق شرعي صحيح است که به امّت امکان بازگرداندن حيات اسلامي وبر پايي خلافت شده را بر اساس منهاج نبوت،مي دهد.

36-ايمان داريم به هرآن چه که پيامبر ازامورغيب آورده بر سبيل حقيقت ( نه مجاز). مانند بهشت وجهنم و کرسي وعرش وصراط وميزان.

37- ايمان داريم به وسطيت بين جبريه وقدريه .پس افعال و خواسته هاي ما مخلوق اندوانسان فاعل مختارآن است واوفاعل افعالش است برسبيل حقيقت (نه مجازونه تخّيل) .

38- ايمان داريم به تمام انبياء و رسولان الله بين هيچ يک از پيامبرانش ( درايمان آوردن ) فرق نمي گذاريم وبه کتابهاي نازل شده اش بر پيامبران ايمان داريم ونيز به فرشتگانش واينکه آنها درهرآنچه الله به آنهادستورمي دهد نافرماني اش را نمي کنندودستورات خداراانجام مي دهند.

39- از تمام اصحاب پيامبر صلّي الله عليه وسلّم اعلام رضايت مي کنيم هم انصار وهم مهاجرين وغيرآنها راکه بعد از فتح مسلمان شده اند.آنها را دوست داريم. ونيز هر کس که آنان را دوست داشته وبا آن محبت داشته باشدرا دوست مي داريم وباهرکس که باآنان بغض و دشمني داشته باشد دشمني مي کنيم . ولعنت مي کنيم هرکس که آنها را لعنت کندوتکفيرمي کنيم هر آن کس راکه آنها راتکفيرکند و اينکه همگي آنان عادل بوده اندوآنها بهترين مردم بعدازانبياء و مرسلين هستند .

40- ايمان داريم که بهترين مردم بعدازعصرپيامبرواصحابش، عصرتابعين وتابع تابعين است سپس دروغ رواج مي يابد وامانت داري ضعيف مي شود.

41- علمائمان را احترام مي کنيم وآنها را بزرگ مي شماريم وفضل و حقشان را مي شناسيم وبه عصمت آنها معتقد نيستم وبراي آنان واقوال ونظرياتشان که مخالف حق باشند تعصب نشان نمي دهيم وازآنان درخطاها و اشتباهاتشان ،پيروي نمي کنيم چون حق به پيروي سزاوارتر است وحق ازهرچيزديگري براي ما دوست داشتني تر است.

شاخصه های طائفه منصوره

Responses

  1. بسم الله والحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله – صلي الله عليه وسلم – :

    الله عز وجل مي فرمايد : (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا)
    وبعد :
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    برادران عزيز، توجه داشته باشيد كه چندي است كه جماعتي جديد پشت نام اهل سنة وجماعة وبا إدعاي پيروي ازقرآن وسنت وسلف صالح (جاهلانه يا عامدانه) شروع به تكفير اُمت كرده اند و أصل را درمردم مطلقاً كفرمي دانند آنهم به خاطر كفر حكامي كه بر آنها مسلط هستند و مثلاً بين مردم مكه ومدينه با پاريس ولندن هيچ فرقي نمي گذارند ومردم شهرهاي اسلامي را كفارأصلي مي دانند وهيچ شهادتي براي توحيدشان و نمازشان وروزه اشان وساير شعائر اسلاميشان نمي دهند. پيامبر- صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: (من صلى صلاتنا واستقبل قبلتنا، وأكل ذبيحتنا فذاك المسلم له ذمة الله وذمة رسوله) [البخاري].
    برادران عزيز، آنان براي فراراز ساحات جهاد عليه كافران وطواغيت شروع به طعن وتكفير كردن أميران و علماء و أنصار جهاد كرده اند كه چند روز پيش يكي از آنها كه به اسم ابو عبدالسلام كه دراين وبلاگ تعليقات خودش را مي نويسد صريحاً در اين صفحه از وبلاگ http://taefe.blogaraby.com/?p=178 به تكفير مجاهدين پرداخته وجماعت القاعده وطالبان و…. شخصيتهاي مانند شيخ اسامه بن لادن – حفظه الله – و…. را صراحتاً تكفير معين كرد و وطبق عقايد گمراهانه خودش هركس در تكفير جماعات جهادي وشيوخ ومجاهدين توقف نمايد خود نيز كافرمي شود(سلسه تكفير). وبراي اين إدعاي خود شروع به دروغ بستن به مجاهدين نمود بدون هيچ دليلي واينجاست كه الله تعالي مي فرمايد:( قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين).
    برادران عزيز، ابو عبدالسلام ما را متهم به تعصب كوركورانه از حزب واشخاص مي نمايد (كه منظورش همان جهاد مقدس است) ونمي داند كه قضيه جهاد والقاعده وشخص شيخ ابوعبدالله – حفظه الله- اصلاً مسئله حزب وشخص نيست بلكه قضيه يك امت است قضيه سنگراسلام وكفر است (نه ملاك اسلام وكفر،غلط فهم نشود) ونمي داند دراين جبهه دوسنگر وجود دارد كساني كه با جهادند وأنصار شريعت اند و كساني كه با طاغوتند وأنصارقوانينند و سكوت دراين قضيه وبدون موقف بودن خود بهترين خدمت به طاغوت است. او مي گويد كه ما افراد را به حزب وشخص مداري دعوت مي كنيم. ابوعبدالسلام ما مردم را به توحيد الله تعالي وجهاد با طاغوتيان در راه أعلاي كلمه الله دعوت مي نمايم ما مانند شما أصل را در امت اسلامي كفر نمي دانيم بلكه اصل را درامتمان إسلام مي دانيم.
    برادارن عزيز، قرآن وسنت (الله ورسولش) را حَكَم بگيريد وببينيد كه كسي كه مردم را به سوي عبادت الله تعالي و اجتناب و كفر ورزيدن به طاغوت دعوت مي كند راست مي گويد يا امثال ضياءالدين القدسي وهمفكرانش(ابوعبدالسلام وابو مسعود و…) كه با نام اهل سنه وجماعه اما در حقيقت در خدمت مصالح طاغوتيان(جاهلانه- جهل مركب- ويا عامدانه) شما را به تكفير تمامي مردم دعوت مي كنند. برادران برايتان قبلا گفتم كه طاغوتيان در مواجهه با حركت راستين توحيدي و سلفيت جهادي باشكست روبرشده اند وآنان دريك استراتژي وپلان جديد افرادي را در دو گروه مختلف يكي مرجئه هاي معاصر و ديگري غلاة تكفيري سازمان دهي كرده اند وبه كمك آنها مي خواهند جهاد را متوقف نمايند واز الله تعالي مي خواهيم كه كيد ونقشه هايشان را به خودشان بر گرداند.
    براردان عزيز، ازديدگاه من هردو جماعت مرجئه معاصر و غلاة تكفيري دانسته يا ندانسته در خدمت طاغوتيان برعليه مسلمانان و مجاهدان كار مي كنند. ابو عبدالسلام مي گويد شما جهاد برعليه طاغوت را ملاك مي دانيد،من به او اين جواب را مي دهم كه هركسي الله ورسولش را دوست دارد بايد جهاد في سبيل الله را نيز دوست داشته باشد كه براي اين گفته ام در قرآن آيات فراواني است چون طاغوت به راحتي نمي گذارد كه تو حكم الله تعالي را اجرا كني پس بايد به طاغوتيان كافر شويم وبا آنان تا آخرين قطره خونمان وتا آخرين نفرمان با عمليات استشهاد طلبانه وجهاد عسكري روبرو شويم تا روزيكه قيامت بر پا مي شود. تادرآخرت به پروردگارمان بگويم خداوندا ما صادقانه در راه دين تو كشته شديم وبراي اينكه فقط كلمه تو بالاترين كلمه باشد جانمان را داديم(فقط به همين خاطر). خدايا ما را از شهدا بپذير و ما را از كساني قرار نده كه در دنيا ما را از كشته شدن درراه تو دور مي كردند وبه ما كافر شدند وما را مشركان وكافران راه جهاد في سبيل الله خطاب مي كردند!!!
    آري برادران عزيز، مي بينيد كه همفكران ضياءالدين قدسي براي اينكه ماموريت محوله خود را ازجانب سازمانهاي مخابراتي واطلاعتي انجام دهند انگشت خود را به سوي جهاد في سبيل الله نشانه رفتند. بله برادران آنان براي مصالح طاغوتيان كه ضرر و زوالشان دراين راز بزرگ يعني جهاد مسلحانه است، سعي وتلاش مي كنند. شايد ابو عبدالسلام بگويد چرا از الله نمي ترسيد و ما را انصار طاغوت خطاب مي كنيد بايد به او بگويم جواب را در اعمال خودتان بيابيد كه به نفع چه كساني با چه كساني به جنگ رفته ايد.ما چه با القاعده واسامه وچه بدون آنها تا قيام قيامت با كفار مي جنگيم و به نصرت پروردگارمان ايمان داريم وشما نيز با ما بجنگيد كه ما بهتراز دشمنانمان از شما پذيرايي نخواهيم كرد. تا زماني كه دهان كثيفتان روبه جهاد مقدس امت به نفع كفار بازاست بترسيد از زماني كه فرشتگان زبان درازتان را در برابرمسلمان روز قيامت ببرند چون رسولمان- صلي الله عليه وسلم- فرموده: (كه ايشان(خوارج وغلاة تكفيري) سگان جهنمند و هركجا كه آنها را يافتيد بكشيدشان). براستي شما از خوارج بدتريد چون آنها مردم را به خاطر ارتكاب به گناه كبيره تكفير مي كردند اما شما ها مردم بي گناه ومعذور را تكفير مي كنيد كدامتان گناه كارتريد.(برادران خود قضاوت كنيد)
    برادران عزيز، درآخراز ابو عبد السلام مي خواهم به خاطر خداوند از اين افكار خطرناك كه فهم غلط او ازگفته برخي ازبزرگان است برگردد ودست از تكفير مسلمانان و مجاهدان بردارد من جلسه قبل اورا به مناظره علمي(قرآن وحديثي) دعوت كردم اما او ذات خود را به ما نشان داد و ما را تكفير نمود وباب سخن را بست. من نسبت به شما دو حكم ونظر دارم يا اينكه عامدانه آمده ايد واز طرف اطلاعات و طاغوت اجير شده ايد كه برعليه مسلمانان و خصوصا مجاهدان حكم كفر به تعين بدهيد كه در اينصورت كافريد مانند اربابانتان كه اميدوارم چنين نباشد اما نظر و حكم دوم من اين است كه شما جاهلانه آنهم از نوع جهل مركب شروع به حتك حدود خداوند و تكفيرمسلمين ومرابطين و مجاهدان راه خداوند كرده ايد كه در آنصورت آن حديث پيامبر صلى الله عليه وسلم را برايتان مي نويسم كه مي فرمايد: (إذا قال الرجل لأخيه يا كافر فقد باء بها أحدهما، فإن كان كما قال وإلا رجعت عليه) [رواه مالك والبخاري ومسلم وغيرهم] ويا (ومن دعا رجلا بالكفر، أو قال؛ يا عدو الله، وليس كذلك إلا حار عليه) [رواه البخاري ومسلم] اميد است كه شما به اين دو نصيحت وإنذارتوجه كرده ودست از تكفير مسلمانان برداريد ودست به تفرقه گرايي برداريد و افتخار نكنيد كه در قضيه تكفير كردن با ساير مسلمانان متفاوتيد چون هركس از تكفير كردن(جاهلانه) به عنوان سلاحي برضد مسلمانان وپاسداري از عقيده اش استفاده كند اولين كسي را كه هلاك مي كند خودش است. اميدوارم صاحب قلبي سليم باشيد وبيشتر در حال امتمان بنگريد وببينيد كه كجاست آن عزت از دست رفته امان كه به راستي به جز توحيد و جهاد قابل برگرداندن نيست پس مانند مسلماني دلسوز در حال امت بنگيريد كه چگونه به دست طاغوتيان حكم و دعوت افتاده است پس بياييد زير پرچم و لواي سيد المرسلين شمشيرمردانگي برداريم وسر يك به يك اين طاغوتيان را از لاشه جدا كنيم ومادرانشان را به عزايشان بنشانيم ودرآتش وخونشان غرقشان كنيم.
    پس منتظر تعليقتان هستم و درحقيقت منتظر آخرين جبهه گيريتان مي شوم ببينم آيا به سنگر پاسداران از توحيد خداوند و مجاهدان برعليه كفر در مي آييد و يا به سنگر مخالفان سلفيت جهادي رفته و دانسته ويا ندانسته به جمع آنان مي گرويد واز أنصارشان قرار مي گيريد.
    اميدوارم كه مدير محترم وبلاگ عقيده وجهاد در راستاي مسئوليت شرعي كه دارد موضع وبلاگ را در برابر اين نوع تفكر وأشخاص براي ما وساير برادران بيننده به صراحت مشخص نمايد وچون من قبلا گفتم اينان به اشخاص وسايتهاي ديگر كاري ندارند مي بينند كه از منبرشما نداي توحيد وحي علي الجهاد بلند مي شود و مي بينند الحمد لله نشاط خوبي داريد. دست به كارشده اند وبا انداختن جدل ومشغول كردن افكاربينندگان به بدعت عقيده تيشان مي خواهند به گمان خودشان ما را ازدعوت به توحيد وجهاد منحرف كنند. برادرعزيز، مدير وبلاگ عقيده وجهاد در آخر از زحمات شما در راه تحريض كردن مردم به عقيده توحيد و جهاد كمال تشكر رادارم وبراي شما وتمامي برادران همكارت آرزوي موفقيت و اجر اخروي را از الله تعالي خواستارم.
    حي علي الجهاد، حي علي الجهاد، حي علي الجهاد
    وصلى الله على نبينا وقدوتنا وقائدنا محمد، وعلى آله وصحبه وسلم
    وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين
    ******
    ليهلك من هلك عن بينة و يحي من حي عن بينة
    مارا ازدعاي خيرخود فراموش نكنيد
    برادركوچكتان
    فرزند اسلام


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: