نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | نوامبر 3, 2009

رساله ای در معنای طاغوت

رساله ای در معنای طاغوت

نویسنده:شیخ محمد بن عبدالوهاب رحمةالله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

الله تعالی به تو رحم کند بدان که؛اولین چیزی که الله بربنی آدم واجب کرده،کفر به طاغوت وایمان به الله می باشد ودلیل این مطلب این سخن الله تعالی است:{ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ: ما به ميان هر ملّتي پيغمبري را فرستاده‌ايم ( و محتواي دعوت همه پيغمبران اين بوده است ) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دوري كنيد .}.


اما چگونگی کفر به طاغوت چنین است که؛به بطلان پرستش وعبادت غیر الله معتقد باشی و ازطاغوت دوری کرده وبا آن بغض ونفرت داشته باشی،و طرفداران طاغوت را تکفیر کرده وبا آنها دشمنی ورزی.

واما معنی ایمان به الله اینست که :معتقد باشی که الله، تنها معبود شایسته پرستش است و فقط وفقط او معبود حقیقی می باشد وغیر او هیچ کس وهیچ چیز شایسته پرستش وعبادت نیست،وتمام انواع عبادات وپرستش را فقط برای او انجام دهی و پرستش وعبادت هر معبود دیگری را نفی کنی،ویکتا پرستان را دوست داشته باشی وبا آنها موالات داشته باشی وبا اهل شرک بغض ونفرت داشته باشی وبا آنان دشمنی بورزی.

و این است آیین ابراهیم که هر کس از آن روی گردانید خود را خوار کرده است[1]، واین است آن الگویی که الله از آن خبرداده است دراین سخن باری تعالی که:{ قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ}:( ( رفتار و كردار ) ابراهيم و كساني كه بدو گرويده بودند ، الگوي خوبي براي شما است ، بدانگاه كه به قوم خود گفتند : ما از شما و از چيزهائي كه بغير از خدا مي‌پرستيد ، بيزار و گريزانيم ، و شما را قبول نداريم و در حق شما بي‌اعتنائيم ، و دشمنانگي و كينه‌توزي هميشگي ميان ما و شما پديدار آمده است ، تا زماني كه به خداي يگانه ايمان مي‌آوريد و او را به يگانگي مي‌پرستيد …ممتحنه/4).

و طاغوت؛ به هرچیزی گفته می شود که به غیر از الله  پرستیده وعبادت شود وخود به این پرستش وعبادت شدن راضی باشد،چه آن معبودی باشد یا متبوعی یا مطاعی که در غیر طاعت الله ورسولش اطاعت شود همه اینها طاغوت هستند.

و طواغیت زیاد هستند، ورؤوس آنها پنج تا است:

اول:شیطان که به عبادت وپرستش غیرالله دعوت می دهد،ودلیل، این سخن الله تعالی است:{ أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَا بَنِي آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ: اي آدميزادگان ! مگر من به شما سفارش ننمودم و امر نكردم كه اهريمن را پرستش نكنيد ، چرا كه او دشمن آشكار شما است‌ ؟…یس/60}.

دوم:حاکم جائر مغیر احکام الله،ودلیل این سخن الله تعالی است:{ ‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏: ‏ ( اي پيغمبر ! ) آيا تعجّب نمي‌كني از كساني كه مي‌گويند كه آنان بدانچه بر تو نازل شده و بدانچه پيش از تو نازل شده ايمان دارند ( ولي با وجود تصديق كتابهاي آسماني ، به هنگام اختلاف ) مي‌خواهند داوري را به پيش طاغوت ببرند ( و حكم او را به جاي حكم خدا بپذيرند ؟ ! ) . و حال آن كه بديشان فرمان داده شده است كه ( به خدا ايمان داشته و ) به طاغوت ايمان نداشته باشند . و اهريمن مي‌خواهد كه ايشان را بسي گمراه ( و از راه حق و حقيقت بدر ) كند ….نساء/60}.

سوم:کسی که حکم به غیرما انزل الله می کند،ودلیل، این سخن الله تعالی است:{ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ: هركس برابر آن چيزي حكم نكند كه خداوند نازل كرده است او و امثال او بيگمان كافرند …مائده/44}.

چهارم: کسی که غیراز الله ادعای علم غیب کند،ودلیل این سخن الله تعالی است:{ عَالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَى غَيْبِهِ أَحَداً. ‏ إِلَّا مَنِ ارْتَضَى مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً ‏: داننده غيب خدا است ، و هيچ كسي را بر غيب خود آگاه نمي‌سازد . ‏ مگر پيغمبري كه خدا از او خوشنود باشد . خدا ( براي حفظ آن مقدار غيبي كه او را از آن مطّلع مي‌كند ، از ميان فرشتگان ) محافظان و نگهباناني در پيش و پس او روان مي‌دارد …جن/26و27}. واین سخن الله تعالی:{ ‏ وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ‏: ‏ گنجينه‌هاي غيب و كليد آنها در دست خدا است و كسي جز او از آنها آگاه نيست . و خداوند از آنچه در خشكي و دريا است آگاه است . و هيچ برگي ( از گياهي و درختي ) فرو نمي‌افتد مگر اين كه از آن خبردار است . و هيچ دانه‌اي در تاريكيهاي ( درون ) زمين ، و هيچ‌چيز تر و يا خشكي نيست كه فرو افتد ، مگر اين كه ( خدا از آن آگاه ، و در علم خدا پيدا است و ) در لوح محفوظ ضبط و ثبت است …انعام/59}.

پنجم:کسی که به غیرازالله عبادت وپرستیده می شود وخود به عبادت وپرستش شدنش راضی باشد،ودلیل این سخن الله تعالی است:{ ‏ وَمَن يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِلَهٌ مِّن دُونِهِ فَذَلِكَ نَجْزِيهِ جَهَنَّمَ كَذَلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ‏: هركس از ايشان ( كه فرشتگان و مأموران اجرا فرمان يزدانند ، به فرض ) بگويد غير از خدا من هم معبودي هستم ، سزاي وي را دوزخ مي‌گردانيم . سزاي ظالمان ( ديگري را هم كه با ادّعاء ربوبيّت و شرك به خويشتن ستم كنند ) همين خواهيم داد ….انبیاء/29}.

وبدان که انسان مؤمن به الله نمی شود مگر با کفرورزیدن به طاغوت، ودلیل، این سخن الله تعالی است:{ ‏ لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‏: ‏ اجبار و اكراهي در (قبول)دين نيست ، چرا كه هدايت و كمال از گمراهي و ضلال مشخّص شده است ، بنابراين كسي كه به طاغوت  کفر بورزد و به خدا ايمان بياورد ، به محكم‌ترين دستاويز درآويخته است اصلاً گسستن ندارد . و خداوند شنوا و دانا است. …بقره/256}.

رشد یعنی:دین محمد صلی الله علیه وسلم.

غیّ یعنی:دین ابو جهل.

والعروة الوثقی یعنی:گواهی دادن به لا اله الا الله،که متضمن نفی واثبات است،جمیع انواع عبادت را از غیرالله نفی کرده و جمیع انواع عبادت را برای الله یگانه بی شریک ثابت می کند.

منبع:منبرالتوحید والجهاد


[1] وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ: چه كسي از آئين ابراهيم رويگردان خواهد شد مگر آن ( ناداني ) كه خود را خوار و كوچك داشته و ( انسانيّت و عقل خويش را به بازيچه گيرد و ناچيز دارد ؟ )بقره:130 (اضافه از وبلاگ)


Responses

  1. سلام عليكم

    جزاكم الله خير

    آدرس تالار گفتمان وبلاگ مجاهد:

    http://www.mojahed.miahnbb.com

    سلام عليكم

  2. سلام هعلیکم و رحمه الله وبرکاته
    باعرض خسته نباشید و تحیت فراوان
    برادر ابو مسعود که ظاهرا برای عقیده خود وبلاگ ایرانی دین خالص را معرفی کرده ای من اسم ضیاء الدین قدسی وافکارش را خوب بلدم برو در همان روز در صفحه موجبات قتال اسمش را صحیح را نوشته بودم -ببینش http://taefe.blogaraby.com/?p=102#comment-24-بعدش رد دادن نه به اشتباه تایپی است -خدا نکند که ما اشتباه عقیدتی نداشته باشیم بعد برادر عزیز فهم شما از اقامه حجه و عذر به جهل فهمی خاطی است رساله های که تکثیر شده ویا کتابهای شیخ ضیا و ابو عبدالرحمن صومالی و وابو مریم وغیرهم همگی مگویند که هرکس قائل به عذر به جهل باشد در اصل دین او نیز کافر است از وبلاگ طایفه منصوره می خواهم بفرماید اگر هم عقیده با ابو مسعود وشیوخش است جواب صریحی به ما بدهد دستت درد نکند واسلام علیکم

  3. بسم الله الرحمن الرحیم
    ‏الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب (زمر : 18 )
    تنها سخنی که می توانم داشته باشم این است که از تعصبات جاهلانه و کورکورانه دست بردارید
    امید وارم که کتاب های این شیوخی را که معرفی کرده اید را مطالعه کرده باشید و بدور از هرگونه تعصب حزب گرایی از اقوال احسن آن تبعیت کنی
    در ضمن من هم می خواهم طائفه نظر و عقیده ی خود را بطور روشن بیان کند
    در ضمن ماهم دنبال گرفتن اشتباه تایپی نیستیم بلکه تنها هدف ما اشنا شدن مردم با اسم کامل (ضیاء الدین القدسی با آدرس سایتhttp://www.darulhak.com
    http://www.hakyayinlari.com
    http://www.hakyayinlari.net)بود و بس
    در ضمن بنده در مورد اقامه حجت و عذر به جهل هیچ سخنی را برای شما نگفته ام اما اگر منظور شما از فهم خاطی منظور فهم خاطی شیخ ابوبطین (رحمه الله ) است این موضوعی دیگر است چون تنها اقوال ایشان را ذکر کردم

  4. بسم الله الرحمن الرحيم
    الحمد الله والصلاة والسلام علي رسول الله :

    با عرض سلام :

    من ابو عبدالسلام همفكر و برادر دینی ابو مسعود هستم و ما مفتخریم که در مسأله ی تکفیر ومسائل مربوط به آن پیرو صحابه ی رسول الله صلی الله علیه وسلم هستیم وبرای همین ما تمامی انسانها را بسوی کتاب وسنت مطابق فهم صحابه ی کرام دعوت می کنیم و من از فرزند اسلام وتمامی کسانیکه این وبلاگ را مطالعه می کنند می خواهم که برای شخص و حزب خاصی تعصب نداشته باشند ودر غیر این صورت فرقی با دراویش فرقه های دیگر نخواهند داشت و برای همین من از تمامي خوانندگان وطالبان هدایت تقاضا دارم که بیائیم و برای حل اختلافات عقیدتی و اساسی خودمان اقوال رجال ( امثال ابو محمد المقدسی و ایمن الظواهری و اسامه بن لادن و ضیاءالدین القدسی و…… ) را مرجع قرا ندهیم بلکه همانطور که می دانید مرجع حل تنازعات کتاب الله وسنت رسول الله صلی الله علیه وسلم مطابق فهم صحابه ی کرام رضی الله عنهم اجمعین می باشد .
    و بر اساس نص قرآن برائت از مشرکین ( منتسب به ملت اسلام و یا مشرکین وکفار اصلی ) کفر به طاغوت و رکن توحید و جزو اصل دین می باشد وهرکس بر اساس عقل وعواطف خود برای مشرکین وکفار منتسب به ملت اسلام عذر تراشی کند و آنها را قبل از بلوغ حجت مسلمان وبرادر خود بداند او نیز حکم آنها را دارد و الان از شما تقاضا می کنم دو تا قول زیر را به دقت بخوانید تا اینکه منهج صحابه ی کرام در مسئله تکفیر برای شما مشخص شود :
    قال الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى : « إن المرتدين [ فی زمن ابی ابکر الصدیق ] افترقوا في ردَّتهم، فمنهم من كذب النبي صلی الله علیه وسلم و رجعوا إلى عبادة الأوثان وقالوا: لو كان نبيًا ما مات؛ ومنهم من ثبت على الشهادتين، ولكن أقرَّ بنبوة مسيلمة، ظنًا أن النبي صلی الله علیه وسلم أشركه في النبوة، لأن مسيلمة أقام شهود زور شهدوا له بذلك، فصدقهم كثير من الناس. ومع هذا: أجمع العلماء أنهم مرتدُّون ولو جهلوا ذلك، ومن شك في ردتهم فهو كافر».«الدرر السنية»: (8/118) .
    محمد بن عبدالوهاب گفته است : ( همانا مرتدین در زمان ابوبکر صدیق رضی الله عنه در نوع کفر وارتدادشان متنوع ومتفرق بودند کسانی بودند در میانشان که پیامبر خدا را تکذیب نمودند و دوباره بسوی بت پرستی سابق خود بر گشتند و گفتند اگر وی واقعاً پیامبر بود نمی مرد ودر بینشان کسان دیگری هم بودند بر شهادتین ثابت ماندند اما همراه آن مسلیمه را نیز بعنوان پیامبر خدا قبول نمودند چون گمان می کردند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم وی را درامر نبوت با خود سهیم وشریک نموده است چونکه مسلیمه ی کذاب برای اینکه ادعای سهیم بودن وی در امر نبوت ازطرف مردم تصدیق شود شاهد وگواهان کذابی را در این زمینه قرار داده بود که بر صحت ادعای وی شهادت وگواهی ميدادند وبرای همین مردمان بسیاری وی را تصدیق نمودند ولی با وجود این علمای صحابه رضی الله عنهم در مورد کافر ومرتد بودن پیروان مسلیمه اگر چه از روی جهل هم وی را تصدیق نموده باشند اتفاق نظر داشتند وهمچنین متفق بودند که هر کس در مرتد بودن پیروان مسلیمه شک داشته باشد او نیز کافر است . «الدرر السنية»: (8/118) . و« مختصر السیره » .

    وقال الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى في (كشف الشبهات): ص(20): “ويقال أيضاً هؤلاء أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم قاتلوا بني حنيفة، وقد أسلموا مع النبي صلی الله علیه وسلم وهم يشهدون أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله، ويؤذنون ويصلون. فإن قال: إنهم يقولون: إن مسيلمة نبي . قلنا: هذا هو المطلوب. إذا كان من رفع رجلاً إلى رتبة النبي صلی الله علیه وسلم كفر وحل ماله ودمه ولم تنفعه الشهادتان ولا الصلاة، فكيف بمن رفع شمسان أو يوسف أو صحابياً أو نبياً في رتبة جبار السموات والأرض، سبحان الله ما أعظم شأنه : ( كذلك يطبع الله على قلوب الذين لا يعلمون ) [الروم: 59]” اهـ .
    محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در کشف الشبهات ص 20 در رد این شبهه که مرتکبین شرک بخاطر اقرار به شهادتین تکفیر نمی شوند چنین گفته است :
    ( و همچنین در رد این شبهه گفته می شود که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبیله ی بنی حنیفه جنگیدند و خون مالشان را حلال دانستند در حالیکه طایفه ی بنوحنیفه در زمان حیات پیامبرمسلمان شده بودند و به شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله اقرار می کردند و اذان می دادند ونماز می خواندند واگر کسی گفت آخر طایفه ی بنوحنیفه می گفتند که مسلیمه پیامبر خدا است ، ما هم می گوییم نکته وهدف مورد نظر نیز همین است وقتی کسی ، شخصی را به رتبه ومقا م پیامبر صلی الله علیه وسلم برساند کافر شده و خون ومالش حلال است وشهادتین و نمازبه وی نفعی نمی رساند پس حال کسی که اشخاصی همانند شمسان و یا یوسف ویا صحابه ای ویا پیامبری را به رتبه ومنزلت جبارآسمانها وزمین برساند چگونه خواهد بود ؟![ يعنی وقتی شریک قائل شدن برای پیامبرحكمش چنین باشد پس شریک قائل شدن برای خداوندی که شأن ومنزلتش ازهمه کس بزرگتر است چگونه خواهد بود ] ؛ سبحان الله برای خداوند بلند مرتبه ای که در حق کسانی که شأن وعظمت وی را درک ننموده اند چنین فرموده است : (اين چنين خداوند بر دلهاي كساني كه درک و شعور ندارند مهر مي‌نهد ) [الروم: 59]” اهـ .

    فإن المرتدين المذکور لمّا تابوا وطلبوا الصلح من أبي بكر شرط عليهم شرط ، وقال حتى تشهدوا أن قتلانا في الجنة وقتلاكم في النار “. رواه أحمد في مسنده 1/387 (ح2609) .
    والآن ما هو تفسير فضيلتكم على إجماع الصحابة على كفر أنصار أئمة الردة كأنصار مسيلمة، وطليحة الأسدي، وما ترتب عليه من غنم أموالهم وسبي نسائهم وشهودهم على قتلاهم بأنهم في النار، وهذا تكفير منهم لهم على التعيين .. رغم أن فيهم المكره والجاهل المضلل و ..؟

    * بسياری از کسانی که مسلیمه را تصدیق نمودند مردمان جاهلی بودند که گمان می کردند شاهدان مسلیمه راست می گویند و لذا تحت تأثیر شبهات وفریبکاریهای مسلیمه قرارگرفتند و همزمان که بوحدانیّت خداوند ورسالت پیامبر اسلام ایمان داشتند به مسیلمه نیزایمان آوردند چون گمان می کردند که واقعاً پیامبر اسلام وی را در امر نبوت با خود شریک وسهيم نموده است اما صحابه ی رسول الله در بین عالم وجاهلشان فرق نگذاشتند وبصورت معین حکم کفر تمامی آنها را صادرنمودند وحتی حکم کفر کسانی را هم صادر نمودند که در مرتد بودنشان شک داشتند .
    والآن ازاهل بدعت و ضلالت معاصر يعني آنهایی که برای اهل شرک وکفر عذر تراشی می کنند این سؤال کرده می شود که براستی چرا اصحاب رسول الله با وجود اینکه بسیاری از پیروان مسلیمه جاهل بودند و تحت تأثیر شبهات وی قرار داشتند برای آنها عذر تراشی نکردند ونگفتند که می باید درحق آنها قاعده ی توفر شروط وانتفاء موانع رعایت شود !!!! و یا اینکه چرا نگفتند آنها بصورت عام مرتد هستند ولی بصورت معین نه؟! نکند اهل کفر وضلالت معاصر می خواهند بگویند که آنها از اصحاب رسول الله عالم تر وهدایت یافته ترند !! فاعتبروا یا اولی الابصار.
    وقد ثبت عن النبی صلى الله عليه وسلم في عدة أحاديث أنه قال : ( ستفترق أمتي على ثلاث وسبعين فرقة كلها في النار إلا واحدة ” قالوا من هي يا رسول الله؟ قال ” هي الجماعة وفي رواية أخرى قال: ” ما أنا عليه وأصحابي . [حسن بشواهده] رواه الترمذي (2641) وغيره من حديث عبدالله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما. انظر ((صحيح الجامع)).
    قال الإمام الشاطبي رَحِمَهُ الله : أن الجماعة هي: (المتبعة للسنة وإن كانت رجلًا واحدًا في العالم) الاعتصام للإمام الشاطبي ، ج1، ص356.،
    وقال ابن القیم رَحِمَهُ الله : (وما أحسن ما قال أبو محمد عبدالرحمن بن إسماعيل المعروف بأبي شامة في كتاب”الحوادث والبدع”حيث جاء الأمر بلزوم الجماعة فالمراد به لزوم الحق واتباعه وإن كان الممتسك به قليلًا والمخالف له كثيرًا، لأن الحق هو الذي كانت عليه الجماعة الأولى، من عهد النبيّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وأصحابه، ولا نظر إلى كثرة أهل البدع بعدهم،…) إغاثة اللهفان للإمام ابن القيم ج1، ص 69 و70،

    منتظر تعقیبات وجوابهای شما هستیم .

  5. جواب ابو. عبد السلام
    سلام علیکم
    برادر ابو عبدالسلام ، مسیلمه کذاب واصحابش کفار اصلی بودند و در همان زمان رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم خودشان با آنان به جنگ پرداختند وتکفیرشان کردندوما هرگز برای کفار اصلی قائل به عذر به جهل نیستیم لطفا برای رفع ابهام ترجمه کتاب عذر به جهل و اقامه حجه را از ویلاگ دانلود کرده وآنرا مطالعه نماید وبه نظر من شما برای اثبات عقیده تندرو خودتان به دلایل محکمتری نیاز دارید که آن هم در عقیده اهل سنت یافت نمی شود شماوابومسعود وصدها نفر مانند ضیاءالدین قدسی و ابو عبدالرحمن صومالی و ابو مریم و….نمیتوانید راحت علماء وامیران جهادی معاصررا تکفیر کرده وبه راحتی خلاص شوید چون نزد ما فتنه اشدُ من القتل است شما خود یا دانسته ویا ندانسته در راه مصالح طاغوتیان دارید بر علیه عقیده و جهاد امت می ایستید و شما عده ای هستید که طاغوت هیچ حسابی برای شما نمی بیند چون عقیده حقیقی و جهادی نیستید.
    برادران خواننده این افراد امثال ابو مسعود وابو عبد السلام که نظرات خود را می نویسند هیچکدام از علمای مجاهد وامیران صحوه جهاد را مسلمان نمی دانند آنها به راحتی شیخ ابو محمد مقدسی و شیخ ابو قتاده و ابو بصیر و… و امیران جهادی مانند شیخ اسامه و شیخ ایمن اظواهری وابو عبدالله شافعی وابو عمر بغدادی و…را صریحا تکفیر می کنند آنها مارا در سلسله تکفیر می خواهند به دام بیندانزند خداوندا مار ا از شرتندروی و ارجاء معاصر محفوظ بنما.
    بعدش ابو مسعود و ابو عبدالسلام آگر حاضرید یک مباحثه علمی داشته باشیم نه اینکه شما دلایل پنبه ای می آرید ومی گویید که غیر از شما با طل است.
    وسلام علیکم

  6. با عرض سلام :
    فرزند اسلام با تأسف بسیار باید به شما بگویم که حب اشخاص واحزاب نمی گذارد حقایق را ببینید شما بدون مطالعه ی مطالبی که نوشتم ادعا می کنید که پیروان مسیلمه کفار اصلی بودند یعنی به گفته ی شما روزی از روزها داخل اسلام نشده بودند وبرای اثبات دروغ وبهتان شما اقوال فوق را دوباره ذکر می کم تا خوانندگان و طالبان هدایت بدانند که در مسأله ی مهم کفر وایمان پیرو صحابه نیستید :
    قال الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى : « إن المرتدين [ فی زمن ابی ابکر الصدیق ] افترقوا في ردَّتهم، فمنهم من كذب النبي صلی الله علیه وسلم و رجعوا إلى عبادة الأوثان وقالوا: لو كان نبيًا ما مات؛ ومنهم من ثبت على الشهادتين، ولكن أقرَّ بنبوة مسيلمة، ظنًا أن النبي صلی الله علیه وسلم أشركه في النبوة، لأن مسيلمة أقام شهود زور شهدوا له بذلك، فصدقهم كثير من الناس. ومع هذا: أجمع العلماء أنهم مرتدُّون ولو جهلوا ذلك، ومن شك في ردتهم فهو كافر».«الدرر السنية»: (8/118) .
    محمد بن عبدالوهاب گفته است : ( همانا مرتدین در زمان ابوبکر صدیق رضی الله عنه در نوع کفر وارتدادشان متنوع ومتفرق بودند کسانی بودند در میانشان که پیامبر خدا را تکذیب نمودند و دوباره بسوی بت پرستی سابق خود بر گشتند و گفتند اگر وی واقعاً پیامبر بود نمی مرد ودر بینشان کسان دیگری هم بودند بر شهادتین ثابت ماندند اما همراه آن مسلیمه را نیز بعنوان پیامبر خدا قبول نمودند چون گمان می کردند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم وی را درامر نبوت با خود سهیم وشریک نموده است چونکه مسلیمه ی کذاب برای اینکه ادعای سهیم بودن وی در امر نبوت ازطرف مردم تصدیق شود شاهد وگواهان کذابی را در این زمینه قرار داده بود که بر صحت ادعای وی شهادت وگواهی ميدادند وبرای همین مردمان بسیاری وی را تصدیق نمودند ولی با وجود این علمای صحابه رضی الله عنهم در مورد کافر ومرتد بودن پیروان مسلیمه اگر چه از روی جهل هم وی را تصدیق نموده باشند اتفاق نظر داشتند وهمچنین متفق بودند که هر کس در مرتد بودن پیروان مسلیمه شک داشته باشد او نیز کافر است . «الدرر السنية»: (8/118) . و« مختصر السیره » .

    *** فرزند اسلام ادعا می کند که پیروان مسیلمه کفار اصلی بودند و الان از خوانندگان می پرسم که کمی تأمل کنند که آیا درست است در مورد کفار اصلی که روزی از روزها داخل اسلام نشده اند لفظ مرتد بکار ببریم ؟!!!!! واصلا در کتب سیره اصطلاح » حروب الردة » در مورد جنگهای زمان ابوبکر معروف است و الان این قول را نیز بخوانید تا صدق گقته ی فرزند اسلام بیشتر برای شما روشن شود !!!!

    وقال الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله تعالى في (كشف الشبهات): ص(20): “ويقال أيضاً هؤلاء أصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم قاتلوا بني حنيفة، وقد أسلموا مع النبي صلی الله علیه وسلم وهم يشهدون أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله، ويؤذنون ويصلون. فإن قال: إنهم يقولون: إن مسيلمة نبي . قلنا: هذا هو المطلوب. إذا كان من رفع رجلاً إلى رتبة النبي صلی الله علیه وسلم كفر وحل ماله ودمه ولم تنفعه الشهادتان ولا الصلاة، فكيف بمن رفع شمسان أو يوسف أو صحابياً أو نبياً في رتبة جبار السموات والأرض، سبحان الله ما أعظم شأنه : ( كذلك يطبع الله على قلوب الذين لا يعلمون ) [الروم: 59]” اهـ .
    محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در کشف الشبهات ص 20 در رد این شبهه که مرتکبین شرک بخاطر اقرار به شهادتین تکفیر نمی شوند چنین گفته است :
    ( و همچنین در رد این شبهه گفته می شود که اصحاب رسول الله صلی الله علیه وسلم با قبیله ی بنی حنیفه جنگیدند و خون مالشان را حلال دانستند در حالیکه » طایفه ی بنوحنیفه در زمان حیات پیامبرمسلمان شده بودند و به شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله اقرار می کردند و اذان می دادند ونماز می خواندند» واگر کسی گفت آخر طایفه ی بنوحنیفه می گفتند که مسلیمه پیامبر خدا است ، ما هم می گوییم نکته وهدف مورد نظر نیز همین است وقتی کسی ، شخصی را به رتبه ومقا م پیامبر صلی الله علیه وسلم برساند کافر شده و خون ومالش حلال است وشهادتین و نمازبه وی نفعی نمی رساند پس حال کسی که اشخاصی همانند شمسان و یا یوسف ویا صحابه ای ویا پیامبری را به رتبه ومنزلت جبارآسمانها وزمین برساند چگونه خواهد بود ؟![ يعنی وقتی شریک قائل شدن برای پیامبرحكمش چنین باشد پس شریک قائل شدن برای خداوندی که شأن ومنزلتش ازهمه کس بزرگتر است چگونه خواهد بود ] ؛ سبحان الله برای خداوند بلند مرتبه ای که در حق کسانی که شأن وعظمت وی را درک ننموده اند چنین فرموده است : (اين چنين خداوند بر دلهاي كساني كه درک و شعور ندارند مهر مي‌نهد ) [الروم: 59]” اهـ .

    *** خوانندگان وطالبان هدایت و شما ای فرزند اسلام در این عبارت که محمد بن عبدالوهاب رحمه الله در کشف ا الشبهات در مورد طایفه ی بنوحنیفه که از پیروان مسیلمه بودند ؛ ذکر نموده است ؛ دقت کنید : ( » طایفه ی بنوحنیفه در زمان حیات پیامبرمسلمان شده بودند و به شهادة أن لا إله إلا الله وأن محمداً عبده ورسوله اقرار می کردند و اذان می دادند ونماز می خواندند»
    فرزند اسلام دلسوزانه و بخاطر خدا شما را نصیحت می کنم که مدافع حق باشید نه مدافع اشخاص واحزاب چونکه حب اشخاص واحزاب چشم انسان را از دیدن حقایق می بندد و آدمی را به کتمان حق و پشت نمودن به نصوص صریح قرآن وسنت وا میدارد واینرا بدانید که ما فتنه نیستیم چون فتنه گر کسانی مي باشند که از محدوده ی کتاب وسنت خارج شده اند وما بحمد الله همانطور که اشاره کردیم پیرو کتاب وسنت مطابق فهم صحابه هستیم ؛ لذا از شما می خواهیم که از خدا بترسید و نصیحت کنندگان را دوست داشته باشید چون دوست نداشتن ناصحین از صفات کفار می باشد همانطور که خداوند از زبان صالح علیه السلام فرموده است : (وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَكِن لاَّ تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿79﴾ اعراف : (و خير شما را خواستم ولى شما [خيرخواهان و نصيحتگران] را دوست نمى‏داريد (79)
    وقال تعالي : ( وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿206﴾بقره : (و چون به او گفته شود از خدا بترس نخوت و غرور وى را به گناه كشاند پس جهنم براى او بس است و چه بد بسترى است (206) سعي كنيد که مصداق این آیات نباشید . و در پایان می خواهم یک نکته بسیار مهم را برای شما وخوانندگان عرض کنم و آن هم اینکه شما تصور می کنید که اگر کسی با آمریکا واعوانش قتال نماید دیگر امکان ندارد که دچار شرک وکفر بواح شود !! وهمانطور که خود می دانید امکان دارد کسی قائم الیل باشد ولی مشرک باشد وبهمین شکل امکان دارد کسی فرسان النهار باشد ودرحالیکه مشرک باشد وایننرا فراموش نکنید که اگر بفرض حتی پیامبر خدا هم دچار شرک شود از دین خدا خارج می شود همانطور که خداوند فرموده است : (وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿65﴾ قطعا به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى شده است اگر شرك ورزى حتما كردارت تباه و مسلما از زيانكاران خواهى شد (65) زمر ؛ دیگر چه برسد بفرد مجاهد و…..

  7. از طرف فرزند اسلام:
    بسم الله والحمدلله والصلاة والسلام علي رسول الله – صلي الله عليه وسلم –
    السلام عليكم و رحمة الله وبركاته
    ردي بر ابو عبد السلام و ابو مسعود ونصرتي براي فرسان توحيد وجهاد.
    برادران عزيز توجه نمايد كه ابو عبدالسلام با معركه گيري مي خواهد مارا در سنگرشرك بگذارد وخود را تنها پرچمدار توحيد معرفي نمايد.اوبا گذاشتن اين همه علامت تعجب در متنش طوري وانمود مي كند كه انگار ما چه سخن تعجب آميزي گفته ايم وقصد معركه گيري وقيل وقل دارد.برادرمحترمم ابوعبدالسلام عزيزو رفيقت ابومسعود شما چند وقت است كه جماعت مسيلمه كذاب را صف كشيده ايد براي شهادت دادن به عقيده تان.آيا مگردر خود زمان رسول الله، مسيلمه كذاب نبود؟ مگر ايشان حكم هركسي را كه به دين مسيلمه بپيوندد مشخص نفرمودند؟پس چه فرقي دارد كه در زمان ما چنين كساني باشند يا در زمان ابوبكر صديق؟حكم آنان را شخص رسول صادر نمودند؟نكند شما خيال مي كنيد ما براي كسي كه به رسالت شخصي غير ازمحمد ايمان داشته باشد قائل به عذريم؟آخردراين موضوعي كه شما مطرح كرديد چه خلافي اصلا بين علماء سلف وخلف است؟ايا مگر نه اينكه كلمة الحق ويردوا بها الباطل است،كلمه حق اما قصدي باطل؟
    چرا تقيه مي كني واصل عقيده خوارج صفتانه خود را براي كساني كه از اين وبلاگ بازديد مي كنند بازگو نمي كني؟ بگذاريد من كمي از عقايد شمارا بگويم تا مردمان خود قضاوت كنند:
    شما مي گوييد اصل در مردم كفر است وبراي حرف خود مي گوييد حكم دار بر مردم دارنيز معلق است.به همين خاطر تمامي مردم را كافر مي دانيد حتي شعائر اسلامي را هم اجرا كنند تا خلاف آن براي عاليجنابان مشخص شود يعني به مرام شما درآيند.
    شما مي گويد عذر به جهل نيست وشروط وموانعي براي تكفير وجود ندارد وكسي چنين كند حكم همان كس را دارد كه كفر كرده.
    شما شريف ترين رجال معاصراين امت را تكفير مي كنيد ازجمله جماعات جهادي چون قاعده و طالبان و انصارو… وشريفترين مرد اين امت شيخ ابو عبدالله اسامه بن لادن را كافر مي دانيد وهمه شيوخ واميران جهادي ديگر را نيز كافر مي دانيد.بعد به ما مي گويد تعصب حزب وشخص ما كور كرده است.اي ايادي طاغوت ودست نشانده هاي طاغوت.
    برادران توجه نمايد طاغوتيان حكم ودعوت براي براندازي فكر راستين اسلامي وتوحيدي سلفيت جهادي دست به كار شده و بديل هاي براي آنان قرار دادند يكي از آنها مرجئه معاصر است كه با افكار مسموم مي خواهند مارا از جهاد بر عليه حكام منصرف كنند و جماعت دومي به وجودآوردند كه اين بار با تندروي در دين وتكفير همه مردم وعلي الخصوص سلفيت جهادي مي خواهند جهاد عليه كفر را متوقف كنند.كه ابو عبدالسلام نيز ازآنها است.براستي به غير از حركت جهادي توحيدي هيچ حركتي براي كفر خطرناك نيست.پس خود خوب بفهميد كه چرا دستگاه مخابراتي كفر چنين كساني(جاهلانه يا عامدانه) براي مبارزه با فرسان توحيد فرستاده است.
    برادر ابو عبدالسلام هرچند كه شما ما را تكفير كني اما ما چنين اشتباه قيامتي را نمي كنيم وبراي اين به هم فكران شما گفتم دست نشانده طاغوت براي آن دسته از شما است كه عامدانه اهل اوثان و كفار محارب را ول كرده وبه جان شير مردان راه جهاد افتاده ايد و با فهم غلط اجتهادي از برخي فروع توحيدي مي خواهيد مغلطه نمايد .ما خوب شما را مي شناسيم كه چه هدفي را دنبال مي كنيد ومقصدتان چيست اميدوارم برادراني كه اين مطلب را مي خوانند آنان را بشناسند واگر لازم ديديد پيام بفرستيد تا بيشتر از اينها توضيح دهم.
    وپيامي براي برادران وبلاگ عقيده وجهاد (وبلاگ طائفه منصوره) برادران اينان مي بينند كه الحمد لله وبلاگ شما نشاط خوبي دارد با مطرح كردن چني سخناني مي خواهند جدل در سايت بندازند وما را مشغول به خود كنند اميد است كه هر روز شما موفقترباشيد وبتوانيد اين پيام توحيد وجهاد را برسانيد واين وبلاگ به منبري ديگر براي فرسان توحيد وجهاد تبديل شود.
    در آخر از عزيزان مي خواهم كه مطالب خوب توجه كنند وبيشتر تحقيق نمايند.
    ازطرف فرزند اسلام
    والسلام عليكم ورحمة وبركاته

  8. بسم الله والحمد لله والصلاة والسلام على رسول الله – صلي الله عليه وسلم – :

    الله عز وجل مي فرمايد : (وقل جاء الحق وزهق الباطل ان الباطل كان زهوقا)
    وبعد :
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    برادران عزيز، توجه داشته باشيد كه چندي است كه جماعتي جديد پشت نام اهل سنة وجماعة وبا إدعاي پيروي ازقرآن وسنت وسلف صالح (جاهلانه يا عامدانه) شروع به تكفير اُمت كرده اند و أصل را درمردم مطلقاً كفرمي دانند آنهم به خاطر كفر حكامي كه بر آنها مسلط هستند و مثلاً بين مردم مكه ومدينه با پاريس ولندن هيچ فرقي نمي گذارند ومردم شهرهاي اسلامي را كفارأصلي مي دانند وهيچ شهادتي براي توحيدشان و نمازشان وروزه اشان وساير شعائر اسلاميشان نمي دهند. پيامبر- صلي الله عليه وسلم- مي فرمايد: (من صلى صلاتنا واستقبل قبلتنا، وأكل ذبيحتنا فذاك المسلم له ذمة الله وذمة رسوله) [البخاري].
    برادران عزيز، آنان براي فراراز ساحات جهاد عليه كافران وطواغيت شروع به طعن وتكفير كردن أميران و علماء و أنصار جهاد كرده اند كه چند روز پيش يكي از آنها كه به اسم ابو عبدالسلام كه دراين وبلاگ تعليقات خودش را مي نويسد صريحاً در اين صفحه از وبلاگ http://taefe.blogaraby.com/?p=178 به تكفير مجاهدين پرداخته وجماعت القاعده وطالبان و…. شخصيتهاي مانند شيخ اسامه بن لادن – حفظه الله – و…. را صراحتاً تكفير معين كرد و وطبق عقايد گمراهانه خودش هركس در تكفير جماعات جهادي وشيوخ ومجاهدين توقف نمايد خود نيز كافرمي شود(سلسه تكفير). وبراي اين إدعاي خود شروع به دروغ بستن به مجاهدين نمود بدون هيچ دليلي واينجاست كه الله تعالي مي فرمايد:( قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقين).
    برادران عزيز، ابو عبدالسلام ما را متهم به تعصب كوركورانه از حزب واشخاص مي نمايد (كه منظورش همان جهاد مقدس است) ونمي داند كه قضيه جهاد والقاعده وشخص شيخ ابوعبدالله – حفظه الله- اصلاً مسئله حزب وشخص نيست بلكه قضيه يك امت است قضيه سنگراسلام وكفر است (نه ملاك اسلام وكفر،غلط فهم نشود) ونمي داند دراين جبهه دوسنگر وجود دارد كساني كه با جهادند وأنصار شريعت اند و كساني كه با طاغوتند وأنصارقوانينند و سكوت دراين قضيه وبدون موقف بودن خود بهترين خدمت به طاغوت است. او مي گويد كه ما افراد را به حزب وشخص مداري دعوت مي كنيم. ابوعبدالسلام ما مردم را به توحيد الله تعالي وجهاد با طاغوتيان در راه أعلاي كلمه الله دعوت مي نمايم ما مانند شما أصل را در امت اسلامي كفر نمي دانيم بلكه اصل را درامتمان إسلام مي دانيم.
    برادارن عزيز، قرآن وسنت (الله ورسولش) را حَكَم بگيريد وببينيد كه كسي كه مردم را به سوي عبادت الله تعالي و اجتناب و كفر ورزيدن به طاغوت دعوت مي كند راست مي گويد يا امثال ضياءالدين القدسي وهمفكرانش(ابوعبدالسلام وابو مسعود و…) كه با نام اهل سنه وجماعه اما در حقيقت در خدمت مصالح طاغوتيان(جاهلانه- جهل مركب- ويا عامدانه) شما را به تكفير تمامي مردم دعوت مي كنند. برادران برايتان قبلا گفتم كه طاغوتيان در مواجهه با حركت راستين توحيدي و سلفيت جهادي باشكست روبرشده اند وآنان دريك استراتژي وپلان جديد افرادي را در دو گروه مختلف يكي مرجئه هاي معاصر و ديگري غلاة تكفيري سازمان دهي كرده اند وبه كمك آنها مي خواهند جهاد را متوقف نمايند واز الله تعالي مي خواهيم كه كيد ونقشه هايشان را به خودشان بر گرداند.
    براردان عزيز، ازديدگاه من هردو جماعت مرجئه معاصر و غلاة تكفيري دانسته يا ندانسته در خدمت طاغوتيان برعليه مسلمانان و مجاهدان كار مي كنند. ابو عبدالسلام مي گويد شما جهاد برعليه طاغوت را ملاك مي دانيد،من به او اين جواب را مي دهم كه هركسي الله ورسولش را دوست دارد بايد جهاد في سبيل الله را نيز دوست داشته باشد كه براي اين گفته ام در قرآن آيات فراواني است چون طاغوت به راحتي نمي گذارد كه تو حكم الله تعالي را اجرا كني پس بايد به طاغوتيان كافر شويم وبا آنان تا آخرين قطره خونمان وتا آخرين نفرمان با عمليات استشهاد طلبانه وجهاد عسكري روبرو شويم تا روزيكه قيامت بر پا مي شود. تادرآخرت به پروردگارمان بگويم خداوندا ما صادقانه در راه دين تو كشته شديم وبراي اينكه فقط كلمه تو بالاترين كلمه باشد جانمان را داديم(فقط به همين خاطر). خدايا ما را از شهدا بپذير و ما را از كساني قرار نده كه در دنيا ما را از كشته شدن درراه تو دور مي كردند وبه ما كافر شدند وما را مشركان وكافران راه جهاد في سبيل الله خطاب مي كردند!!!
    آري برادران عزيز، مي بينيد كه همفكران ضياءالدين قدسي براي اينكه ماموريت محوله خود را ازجانب سازمانهاي مخابراتي واطلاعتي انجام دهند انگشت خود را به سوي جهاد في سبيل الله نشانه رفتند. بله برادران آنان براي مصالح طاغوتيان كه ضرر و زوالشان دراين راز بزرگ يعني جهاد مسلحانه است، سعي وتلاش مي كنند. شايد ابو عبدالسلام بگويد چرا از الله نمي ترسيد و ما را انصار طاغوت خطاب مي كنيد بايد به او بگويم جواب را در اعمال خودتان بيابيد كه به نفع چه كساني با چه كساني به جنگ رفته ايد.ما چه با القاعده واسامه وچه بدون آنها تا قيام قيامت با كفار مي جنگيم و به نصرت پروردگارمان ايمان داريم وشما نيز با ما بجنگيد كه ما بهتراز دشمنانمان از شما پذيرايي نخواهيم كرد. تا زماني كه دهان كثيفتان روبه جهاد مقدس امت به نفع كفار بازاست بترسيد از زماني كه فرشتگان زبان درازتان را در برابرمسلمان روز قيامت ببرند چون رسولمان- صلي الله عليه وسلم- فرموده: (كه ايشان(خوارج وغلاة تكفيري) سگان جهنمند و هركجا كه آنها را يافتيد بكشيدشان). براستي شما از خوارج بدتريد چون آنها مردم را به خاطر ارتكاب به گناه كبيره تكفير مي كردند اما شما ها مردم بي گناه ومعذور را تكفير مي كنيد كدامتان گناه كارتريد.(برادران خود قضاوت كنيد)
    برادران عزيز، درآخراز ابو عبد السلام مي خواهم به خاطر خداوند از اين افكار خطرناك كه فهم غلط او ازگفته برخي ازبزرگان است برگردد ودست از تكفير مسلمانان و مجاهدان بردارد من جلسه قبل اورا به مناظره علمي(قرآن وحديثي) دعوت كردم اما او ذات خود را به ما نشان داد و ما را تكفير نمود وباب سخن را بست. من نسبت به شما دو حكم ونظر دارم يا اينكه عامدانه آمده ايد واز طرف اطلاعات و طاغوت اجير شده ايد كه برعليه مسلمانان و خصوصا مجاهدان حكم كفر به تعين بدهيد كه در اينصورت كافريد مانند اربابانتان كه اميدوارم چنين نباشد اما نظر و حكم دوم من اين است كه شما جاهلانه آنهم از نوع جهل مركب شروع به حتك حدود خداوند و تكفيرمسلمين ومرابطين و مجاهدان راه خداوند كرده ايد كه در آنصورت آن حديث پيامبر صلى الله عليه وسلم را برايتان مي نويسم كه مي فرمايد: (إذا قال الرجل لأخيه يا كافر فقد باء بها أحدهما، فإن كان كما قال وإلا رجعت عليه) [رواه مالك والبخاري ومسلم وغيرهم] ويا (ومن دعا رجلا بالكفر، أو قال؛ يا عدو الله، وليس كذلك إلا حار عليه) [رواه البخاري ومسلم] اميد است كه شما به اين دو نصيحت وإنذارتوجه كرده ودست از تكفير مسلمانان برداريد ودست به تفرقه گرايي برداريد و افتخار نكنيد كه در قضيه تكفير كردن با ساير مسلمانان متفاوتيد چون هركس از تكفير كردن(جاهلانه) به عنوان سلاحي برضد مسلمانان وپاسداري از عقيده اش استفاده كند اولين كسي را كه هلاك مي كند خودش است. اميدوارم صاحب قلبي سليم باشيد وبيشتر در حال امتمان بنگريد وببينيد كه كجاست آن عزت از دست رفته امان كه به راستي به جز توحيد و جهاد قابل برگرداندن نيست پس مانند مسلماني دلسوز در حال امت بنگيريد كه چگونه به دست طاغوتيان حكم و دعوت افتاده است پس بياييد زير پرچم و لواي سيد المرسلين شمشيرمردانگي برداريم وسر يك به يك اين طاغوتيان را از لاشه جدا كنيم ومادرانشان را به عزايشان بنشانيم ودرآتش وخونشان غرقشان كنيم.
    پس منتظر تعليقتان هستم و درحقيقت منتظر آخرين جبهه گيريتان مي شوم ببينم آيا به سنگر پاسداران از توحيد خداوند و مجاهدان برعليه كفر در مي آييد و يا به سنگر مخالفان سلفيت جهادي رفته و دانسته ويا ندانسته به جمع آنان مي گرويد واز أنصارشان قرار مي گيريد.
    اميدوارم كه مدير محترم وبلاگ عقيده وجهاد در راستاي مسئوليت شرعي كه دارد موضع وبلاگ را در برابر اين نوع تفكر وأشخاص براي ما وساير برادران بيننده به صراحت مشخص نمايد وچون من قبلا گفتم اينان به اشخاص وسايتهاي ديگر كاري ندارند مي بينند كه از منبرشما نداي توحيد وحي علي الجهاد بلند مي شود و مي بينند الحمد لله نشاط خوبي داريد. دست به كارشده اند وبا انداختن جدل ومشغول كردن افكاربينندگان به بدعت عقيده تيشان مي خواهند به گمان خودشان ما را ازدعوت به توحيد وجهاد منحرف كنند. برادرعزيز، مدير وبلاگ عقيده وجهاد در آخر از زحمات شما در راه تحريض كردن مردم به عقيده توحيد و جهاد كمال تشكر رادارم وبراي شما وتمامي برادران همكارت آرزوي موفقيت و اجر اخروي را از الله تعالي خواستارم.
    حي علي الجهاد، حي علي الجهاد، حي علي الجهاد
    وصلى الله على نبينا وقدوتنا وقائدنا محمد، وعلى آله وصحبه وسلم
    وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين
    ******
    ليهلك من هلك عن بينة و يحي من حي عن بينة
    مارا ازدعاي خيرخود فراموش نكنيد
    برادركوچكتان
    فرزند اسلام


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: