نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | نوامبر 1, 2009

نقد کتاب»نهج البلاغه»

نقد کتاب»نهج البلاغه»

سپاس وستایش الله را سزد که ما را از اهل وسنت وجماعت قرار داد وسلام وصلوات بر آن کس که در نزدیکی قیامت با شمشیر مبعوث گشت وبر آل واصحابش که اهل کرم وشجاعت بودند وبر هرکس که به سمع وطاعت از الله و رسول صلی الله علیه وسلم ملتزم باشد،اما بعد:

هر مناظره کننده ا ی ،محکم ترین دلایل خود را مطرح می کند تا طرف مقابلش را محکوم کند اما اگر دلایلی آورد که از بیت العنکبوت هم سست تر باشد معلوم می شود که دست خالی است.

و معلوم است که هر کس که بخواهد علیه طرف مقابلش دلیل بیاورد،از منابعی که خود طرف مقابل قبول دارد،مدرک ارائه می کند،اما اگر از منابعی که فقط خودش قبول دارد،دلیل بیاورد هیچ گاه طرف مقابلش قانع نخواهد شد هرچند هم که تا روز قیامت با او مجادله کند.

رافضی وقتی با اهل سنت وجماعت در مسأله ای مجادله می کند؛مطالبی را که در کتاب «نهج البلاغه» منسوب به علی بن أبی طالب رضی الله عنه! آمده است به رخ آنها می کشد به این خیال که دلیل عامه پسندی آورده و غافل ازآن است که این، کتابی قلابی بیش نیست! پس به او و کل جمعشان می گوییم:»اول پسرخالگی ات را ثابت کن بعداً سر سفره بشین!»

و این نگاه سریعی است به اقوال اهل علم درباره کتاب «نهج البلاغه»که تکیه گاه طرف مقابل مان است:

ابن خلکان در بیوگرافی شریف مرتضی می گوید:علماء اختلاف کرده اند که کتاب(نهج البلاغه) که از سخنان علی بن أبی طالب رضی الله عنه گردآوری شده،آیا توسط شریف مرتضی گرد آوری شده؟ یا برادرش رضی آن را گردآورده است؟ وگفته شده:که این کتاب از سخنان علی نیست بلکه همان کسی که آن را گردآوری کرده وبه ایشان نسبت داده،خودش آن سخنان را ساخته وپرداخته است.والله اعلم.

[ابن خلکان:وفیات،3/313 چاپ دارالثقافه-بیروت]

وامام ذهبی رحمه الله جزم کرده که این کتاب ساختگی و قلابی بوده وبه دروغ به علی رضی الله عنه نسبت داده شده است ودر میزان الاعتدال گفته است:هر کس نهج البلاغه را مطالعه کند مطمئن می شود که این سخنان به دروغ به امیرالمؤمنین علیرضی الله عنه نسبت داده شده است،در بعضی از جاهای آن صراحتا فحاشی شده و در برخی سخنان به سیدین ابو بکر وعمر رضی الله عنهما بی احترامی شده است و در آن تناقض و چیزهای رکیک وعباراتی است که هرکس به منش اصحاب قریشی و منش دیگر کسانی که بعد از آنها آمده اند آگاهی داشته باشد یقین پیدا می کند که اکثر آنها باطل است.[ذهبی:میزان الاعتدال3/124]

ودر «شذرات الذهب: و «مرآة الجنان» دراین باره آمده است: علماء اختلاف کرده اند که کتاب(نهج البلاغه) که از سخنان علی بن أبی طالب رضی الله عنه گردآوری شده،آیا توسط شریف مرتضی گرد آوری شده؟ یا برادرش رضی آن را گردآوری کرده است؟ وگفته شده:که این کتاب از سخنان علی نیست و همان کسی که آن را گردآوری کرده وبه ایشان نسبت داده،خودش آن سخنان را ساخته وپرداخته است.والله اعلم. [ابن عماد حنبلی:شذرات الذهب 3/257.یافعی:مرآة الجنان3/55] وکلمه «گفته شده» از صیغه های کنایه وتضعیف است و کودکان علم هم این را می دانند چه برسد به بزرگانشان.[مراجعه شود به کتاب منهج النقد فی علوم الحدیث ص296،ومعجم المناهی اللفظیة تألیف شیخ بکرأبوزیدص286].

وامام ابن حجر عسقلانی شریف مرتضی را به ساختن نهج البلاغه متهم کرده ومی گوید:وهر کس که این کتاب را مطالعه کند جزم می کند که مطالب این کتاب به دروغ به امیرالمؤمنین علی رضی الله عنه نسبت داده شده….و اکثر آن باطل است.[ابن حجر عسقلانی:لسان المیزان4/223]

و نجاشی این قول را عنوان کرده که مؤلف کتاب شریف رضی است، (359هجری /970 میلادی -406 هجری/1016میلادی)،او در تفسیرش گفته که خود شریف رضی آن را تألیف کرده ونام «نهج البلاغه» را بر آن نهاده است.[نجاشی:الرجال ص311.شریف رضی:حقائق التنزیل ص167 چاپ نجف].

و شاید چیزی که این قول را قوت می بخشد قول ابن شهر آشوب است که خود، شیعه و از قرن ششم هجری می باشد،او می گوید:شریف رضی موسوی همان ابوالحسن محمد بن حسین می باشد و نهج البلاغه ازآن اوست. [مراجعه کنید به:شهراشوب السروی رشید الدین ابی جعفر محمد بن علی ص44.واین کتابش تتمه کتاب «الفهرست» شیخ ابو جعفرطوسی است وعباس اقبال این کتاب را در تهران منتشر کرده است،نشر فردینی1353هجری]

و کردعلی یادآور شده است که:رضی خود تصریح کرده است که روایات نهج البلاغه اختافات شدیدی با یکدیگر دارند واینکه ابن ابی الحدید که نهج البلاغه را شرح داده،اعتراف می کند که سخنانی که به امیر المؤمنین نسبت داده شده،در حقیقت سخنان دیگر حکماء می باشد.[کردعلی:أمراءالبیان1/571]

و در زیر خلاصه مهمترین اشکالاتی را که علماء برای تشکیک در صحت نسبت نهج البلاغه به امام علی رضی الله عنه به آن کتاب وارد کرده اند را با اختصار شدید بیان می کنیم:

1-خالی بودن کتاب از اسانید توثیقی

2-کثرت خطبه ها وطولانی بودن آنها

3-اقوال وخطبه های متعددی در این کتاب است که در مصادر مطمئن با سند توثیقی به غیر علی رضی الله عنه نسبت داده شده، در حالی که صاحب نهج البلاغه آنها را به علی نسبت می دهد.

4-مشتمل بودن این کتاب بر اقوالی که به خلفای راشدین قبل از خود توهین نموده،طوری که نه شایسته ایشان است ونه شایسته آنان.به طور مثال به خطبه معروف»شقشقیه»مراجعه کنید.

5-خبردادن از غیب،طوری که درمورد حجاج بن یوسف ثقفی وفتنه زنج وحملات مغول غیب گویی کرده است.

6-کثرت سجع در آن.

7- کلام آرایش شده با بکارگیری صنایع ادبی در حالی که این نوع ادبیات اولین بار در عصر عباسی پدید آمد.

8-صیغ فلسفی ومقالات کلامی که درنزد مسلمین به هیچ وجه شناخته شده نبود واولین بار در قرن سوم هجری که کتب یونانی وفارسی وهندی به عربی ترجمه شدند،وارد جهان اسلام شد.

وهمانطور که متقدمین این کتاب را نقد کرده اند،متأخرین نیز به نقد آن پرداخته اند،از جمله آنها:

1-احمد امین در»فجرالاسلام»

2-طه حسین در»الفتنة الکبری»

3- عقاد در»عبقریة الامام»

4-شوقی ضیف در «الفن ومذاهبه فی الأدب العربی»

5-محمد سید گیلانی در «اثرالتشیع فی الأدب العربی»

6-دکتر نایف معروف در»الأدب الإسلامی». وبسیاری دیگر….[1]

والله اعلم،وصلی الله علی سیدنا محمد وعلی آله وصحبه أجمعین، والحمدلله رب العالمین.

به قلم:ابوهمام بکربن عبدالعزیزالأثری

1429هجری

منبع: منبر التوحيد والجهاد

* * *

http://www.tawhed.ws

http://www.almaqdese.net

http://www.alsunnah.info

http://www.abu-qatada.com

http://www.mtj.tw

 


[1] ذکر این منتقدین به معنای تأیید شخصیت آنها نیست.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: