نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | اکتبر 18, 2009

درباره اخوان

بسم الله الرحمن الرحیم

اخوان المسلمین

تاریخی پرشکوه ومنهجی پراقتدار!

به قلم:ابوالفضل عراقی

الحمد لله ناصر المؤمنين الموحدين المجاهدين، مذل الكفار والمنافقين، والصلاة والسلام على إمام المجاهدين الموحدين محمد، وعلى آله وصحبه أجمعين ومن تبعهم بإحسان إلى يوم الدين.

وبعد…

این مطلبی که پیش رو دارید کاهی است از کوه افتضاحاتی که ازتاریخ اخوان ومنهجشان وسلوک رهبران ومرشدان و رمز اصیلشان-که هر گاه چیزی شبیه انتقاد متوجه آنان می شود برای دفاع از آنها سینه چاک می کنند-به دست ما افتاده است.

و من تمام کسانی را که فریب اخوان را خورده اند را دعوت می کنم که به دقت در این مواضع ذلت بار وذلت آور وعقائد وارونه و منحرف تأمل کنند…آیا در روزی از روزها سببی برای نصرت دین الله تعالی بوده است؟!

و عجیب وشگفت انگیز نیست که حال شاگردان این مدرسه مانند “ربانی” و “سیاف” به جایی رسیده که در دایره کفر وارتداد ودر آغوش سرورانشان آمریکاییان صلیبی و هم پیمانان انها از بقایای کمونیستها مانند دوستم وپیروانش،غلط می خورند در حالی که دستشان به خون برادرانمان رنگین است.

ودر شمال عراق این شجره خبیثه میوه ای چون “علی بابیر” رأس کفر وارتداد وسر سپردگی را به ما تحویل داده است که خبیث ترین سیاستمداری است که شعار اسلام را وسیله ای برای رسیدن به اهدافش کرده است.

و در بقیه عراق درخت اخوان این میوه را به ماداده است:”حزب اسلامی عراقی”(که هیچ نسبتی با اسلام ندارد)

اینان همان کسانیند که اولین بار سریعتر از همگان دست دوستی وهمکاری را به سوی سرورانشان(اشغالگران عراق ودست نشانده های انان) دراز کرده ودر مجلس قانونگذاری مرتدشان وسپس در حکومت موقتشان که علاوی –رأس طواغیت کفر ودشمن توحید وجهاد- ریاستش را به عهده داشت،مشارکت کردند.

آیا کسی هست که بیدار شود؟

هیهات…..هیهات …..هیهات….

برادران موحدم!این شما واین هم گوشه کوچکی از مواضع اخوان ومنهجشان و رفتارهای واژگون آنان… ولا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم.

* * *

اخوان وصوفیه:

حسن البنا می گوید:( در شهر دمنهور با برادران طریقت حصافیه همنشینی کردم وهر شب درمجلسشان در مسجد توبه شرکت کردم وسید عبدالوهاب-شیخ طرقت حصافیه- نیز حاضر شد ومن طریقت حصافیه را از او دریافت داشتم! واذن واجازه اوراد ووظائفش را به من داد)! {منبع:مذکرات الدعوة والداعیة،تألیف حسن البنا،ص:27}

وبه کتاب “حسن البنا،به قلم شاگردان ومعاصرانش”،تألیف جابر رزق،مراجعه کنید.عین ان کلام را ذکر کرده واضافه کرده(حسن البنا به اخذ طریقت از برادران حصافیه مشتاق بود تا اینکه از رتبه “محب”به مرتبه “التابع المبایع”(پیرو بیعت کننده) انتقال یافت!

حتی او از شدت علاقه به این طریقت شیخش را در خواب می دید!واین مطلب را خود او در کتابش به عنوان “مذکرات الدعوة والداعیة”{ص:25-26} ذکر کرده است.

وحسن البنا از “کبار صوفیه”شمرده می شود ولقب “مرشد کامل”یعنی وارث کامل پیامبر،را بر او اطلاق کرده اند{به کتاب سعید حوی با عنوان “تربیت روحی آنان”،ص:159مراجعه کنید}.

و همچنین نویسنده در همان کتاب {ص:17}می گوید:(و جنبش اسلامی به تربیت صوفیه فکراً وسلوکاً وبه شکل مجمل تکیه کرده است!استاد بنا در رسالة التعالیم توضیح می دهد که مرحله ای از مراحل ،یک جانبش صوفی وجانب دیگرش سلفی است! ودر رساله “المؤتمر الخامس” گفته که از ویژگی های دعوت ما اینست که آن حقیقتی صوفیانه است!).

اخوان المسلمون وزنده کردن بدعت ها:

1) مولودی:عباس السیسی در کتابش با عنوان “در قافله اخوان المسلمون”[3192]می گوید:(اخوان دراسکندریه سالگرد تولد رسول الله صلی الله علیه وسلم را جشن می گیرند،ودر عکس، استاد مرشد حسن الهضیبی ودر سمت راستش نماینده کنیست دیده می شود!).

2) جشن سالگرد جنگ بدر: که محمود عبدالحلیم در کتابش با عنوان “اخوان المسلمون حوادثی که تاریخ را ساخت”[1141-142] از یاد کرده است.

3) جشن شب اسراء ومعراج:تلمسانی در کتاب قافله “اخوان المسلمین” آن را ذکر کرده است.

4) جشن سالگرد هجرت پیامبر صلی الله علیه وسلم:[منبع قبلی:ص1/192].

5) گردهمایی یادبود “نواب صفوی”ایرانی رافضی:تلمسانی آن را در کتاب “ذکریات لا مذکرات”[ص:131]ذکر کرده است.

6) گردهمایی احیاء خاطره مرگ حسن البنا:به کتاب “اخوان، حوادثی که تاریخ را ساخت”[1/260]مراجعه کنید.

* * *

اخوان وعقیده سلف:

1)تفویض:حسن البنا می گوید:(و بحث در باره این قضیه(اسماء وصفات باری تعالی) –هر اندازه در باره آن سخن گفته شود-در نهایت تنها به یک نتیجه می رسد که آن اینست:تفویض آن به الله تبارک وتعالی)[به رساله عقائد تألیف حسن البنا ص:74 مراجعه کنید].

ودر باره آیات صفات وحدیث نزول چنین می گوید:(ما معانی مقصود این آیات واحادیث را نمی دانیم بلکه این امر را به خداوند متعال تفوض (واگذار)می کنیم،چون تفویض در این گونه مواقع بهتر وحکیمانه تر وآگاهانه تر است،پس هیچ کسی از ما کسی دیگر را تکفیر نمی کند وکسی از ما بر کسی دیگر دراین باره طعن وارد نمی کند تا وحدت مسلمین حفظ شود)![1]

2)اخوان وشد رحال(سفرکردن)برای زیارت قبور:

حسن البنا در خاطراتش[ ص:33] می گوید:(وما در روزهای اجتماع –که تصادفا در دمنهور پیش می آمد- پیشنهاد سفرمی دادیم تا به زیارت اولیاء که دسوقی! وسیدسنجر! بودند، برویم وسید سنجر ازخواص طریقت حصافیه است!).

* * *

اخوان وغلو آنان در امامشان حسن البنا:

تلمسانی می گوید:(در باره فوت حسن البنا) وقلب آویخته به عرش الهی،در این دنیا از تپش باز ایستاد….تا در بهشت نزد پادشاه مقتدر به تپش در آید)[به کتاب حسن البنا به قلم شاگردانش ص44 تألیف جابررزق مراجعه کنید].

و عمر بهاء الدین الامیر –که از بزرگان اخوان در دهه پنجاه بود- در مدح حسن البنا چنین می سراید:

اعماقش از ایمان به دعوتش مملو شده ، در مسیرحرکتش حکیم است . بر تو هیج پنهانی پنهان نیست!)[منبع قبلی،ص:91].

وسعید رمضان نیز چنین می سراید:(کجاست روح تو ای سرورم که غمها را از قلوبمان بزداید!….کجاست چشمت تا نوری از انوار آسمان برگیریم!……………کجاست دل شگفت انگیزت که ما را همیشه مطمئن دارد که ما در راه هستیم!……..حال ما چنین شده که ای سرورم که تفکر می کنیم و گاهی به نتیجه درست وگاهی به نتیجه غلط می رسیم وحرکت می کنیم وگاهی در ست می رویم وگاهی سر می خوریم…. تو مقرب وگرامی نزد خدا بودی طوری که خدا خجالت می کشید که تو را دست خالی باز گرداند!) [منبع قبلی ص:122].

* * *

رابطه اخوان با روافض وفرقه های کافر:

دکتر عزالدین ابراهیم کتابی به اسم “موضع علمای اسلام قبال شیعه وانقلاب اسلامی ایران”، تألیف کرده

که خلاصتا کتاب شامل مطالب زیر است:

1) مدح وستایش روافض،ومدح وستایش حکومت”اسلامی” در ایران!

2) اعتراض و رد بر بعضی از کتبی که روافض را تکفیر را کرده و دسیسه هاونقشه های آنها ودشمنی وکینه آنها را با اسلام ومسلمین رسوا کرده است.

3) طعن بر علمای جزیرة العرب (به خاطر تکفیر وتبدیع روافض) واتهام آنها به مزدوری برای صهیونیزم وآمریکا.

4) و برای اینکه بدانی روافض چقدر این کتاب را دوست دارند همین بس که این کتاب در تهران چاپ شده است[ص.ب.13،13/14155،چاپ سپهر]! و15000 هزار جلد از آن در سال 1986 چاپ شد.

و این هم یوسف العظم-یکی از شعرای اخوان-که در قصیده ای با عنوان “برادرانم بدانید” به بیعت با خمینی دعوت می دهد:

الخميني زعيمي وإمامي هد صرح الظلم، لا يخشى الحمام

قد منحناه وشاحاً ووساماً من دمانا ومضينا للإمام

ندمر الشرك ونجتاح الظلام ليسود الكون نوراً وسلام

ترجمه ابیات:

خمینی رهبروامام من است که آشکارا با ظلم مبارزه کرده واز مرگ نمی هراسد.

شمشیرومدال را که از خونمان برگرفته ایم به او بخشیده ایم وبه جلو حرکت کرده ایم.

شرک را نابود کرده و تاریکی را می شکافیم تا او جهان را با نور وصلح رهبری کند.

[منبع قبلی،ص:43].

* * *

اخوان وصدام حسین:

اخوان در قبال صدام دو موضع دارد:

اول: ذم وبدگویی.

دوم :مدح وستایش.

اما سبب ذم وبدگویی این بود که او با دولت اسلامی!در ایران جنگید چون اخوان در این جنگ از ایران طرفداری کرد…و حکم کفر صدام را صادر کرده تکفیرش کردند حتی گفتندکه او از شیطان کافرتر است.[به منبع قبلی مراحعه کنید].

و اما حالت مدح وستایش در هنگام جنگ خلیج بود که به سرعت از یک شیطان سرکش به رهبری قهرمان تبدیل شد طوری که تمام بزرگان اخوان به اتفاق در مصرواردن وسودان وتونس والجزائر وباکستان او را تأیید کرده و اطلاعیه خودرا در این باره در مجله “فلسطین” [در آذار/1991] منتشرکردند!

* * *

اما تقریب ووحدت با روافض؛هر چه بگوییم کم است:

حسن البنا می گوید:( فرق ما با شیعه مانند فرق مذاهب چهارگانه اهل سنت با هم است).

و بهنساوی می گوید:(از هنگامی که جماعت تقریب ووحدت بین مذاهب اسلامی تشکیل شد که امام حسن البنا وامام قمی-رافضی خبیث- در آن مشارکت داشتند،همکاری وتعاون بین اخوان المسلمین وشیعه ادامه داشته! واین همکاریها منجر به دیدار امام نواب صفوی-رافضی-از قاهره در سال 1951 شد).

* * *

گوشه ای از لغزشهای محمد الغزالی-یکی از بزرگان اخوان-:

1)عاشق ترانه های ام کلثوم؛همانطور که در کتابش با عنوان “غمهای دعوتگر” صراحتا اقرار کرده است.

2)دروغگویی

3)مزدوری

دو تن از یاران او وبزرگان اخوان گواهی می دهند که او دروغ می گوید و مزدور جمال عبدالخاسراست واین دو تن عباتنداز: محمود عبدالحلیم-صاحب کتاب “اخوان المسلمین؛حوادثی که تاریخ را ساخت”- وعباس السیسی-صاحب کتاب “در قافله اخوان المسلمین”-

4)احادیث پیامبر صلی الله علیه وسلم را رد می کند؛ طوری که حدیث تمیم الداری را که طی آن از مسیح دجال سخن گفته می شود-الله تعالی ما را از فتنه اش در امان دارد- غزالی می گوید)غرب تمام جزیره ها را کشف کرده وما نشنیده ایم که آنها دجال را پیدا کرده باشند،پس چه باید به آنها بگوییم؟!)،در حالی که حدیث در صحیح مسلم است!

* * *

لغزشهای ترابی(از بزرگان اخوان):

1) خودش برای تأیید خمینی به ایران رفت واو را ملاقات کرده واو را با لقب امام توصیف کرد،وهزاران تن از اخوان در شهر خرطوم برای تأیید خمینی به خیابان ریختند.

ومثل همین کار را دوستش غنوشی در تونس انجام داد با این فرق که او به ایران نرفت بلکه خمینی را برای امامت ورهبری مسلمین در تونس کاندید کرد![کتاب الحرکة الاسلامیة تألیف ترابی وغنوشی].

2)حدیث صحیح ذباب را رد می کند؛با این سخنش که:(این یک مسئله پزشکی است،من در این مورد قول کفار را قبول میکنم وقول پیامبر صلی الله علیه وسلم را نمی پذیرم والبته هیچ مشکلی در این کار نمی بینم).

3)طعن به اصحاب پیامبر صلی الله علیه وسلم؛در نواری از ترابی قول امام بخاری واهل حدیث را که کل صحابه عادل هستند را ذکرکرده و منکرانه می گوید:(همه صحابه عادل هستند….یعنی چه ،چرا؟![نوار؛قضایای فکری واصولی جدید].

4) دعوت به سوی کفر به الله؛می گوید:برای مسیحی! جایز است همانطور که برای مسلمان جایز است که دینش را تغییر دهد)[سخنرانی با عنوان؛تحکیم شریعت].

5)دعوت به گناهان واستهزاء به شریعت؛می گوید:(ممکن است در بهشت عبارت باشد از:در هنرمندان)،ودر این باره کتابی را به اسم “دین وهنر” تألیف کرده است ومی گوید:(باید برای عبادت الله هنر یاد گرفت)!

وبعضی از اهل علم مانند شیخ طحان جزاه الله خیرا –که غیر از مصطفی طحان است-در رد او “مفهوم تجدید بین سنت نبوی ومدعیان معاصر تجدید” را نوشته ونیز این کتاب را تألیف کرده است: “شمشیر از نیام برآمده بر ترابی توهین کننده به پیامبر”.

6)به زن مسلمان اجازه داده که با نصرانی ازدواج کند! [به کتاب طحان مراجعه شود،ص:31].

7)دعوت به اختلاط دختر وپسر در دانشگاه های اسلامی؛واینکه مثل دانشگاه خرطوم شود[به این کتابش مراجعه کنید:زن میان تعالیم اسلام وتقالید مجتمع].

* * *

لغزشهای تلمسانی:

1)رقص:می گوید:(رقص فرانسوی را در سالنهای عماد الدین یاد گرفتم وتعلیم هر رقص مقابل سه جنیهه انجام می شد ومن رقصهای “دن سیت”، و”فوکستروت”، و”شارلستون”، و”نانجو”،ونیز پیانو را یادگرفتم)[این مطلب را در کتابش با عنوان «ذکریات لا مذکرات» ص:8 ذکر کرده است].

تذکر:شاید بعضی فکر کنند که این کارها قبل از توبه و التزام به دین بوده است ولی تلمسانی درجواب این سؤال می گوید:(در زندگی من بعضی چیزهاست که تندروهای اخوان یا غیرشان به آن راضی نیستند مانند رقص یا موسیقی وعشق من به آزادی در زندگی ام به دور از قید وبندهایی که هیچ دینی از ادیان! به آن دستور نداده است بخصوص اسلام ما که پیامبرمان آن را این چنین توصیف کرده که:این دین آسانگیری است وهر کس آن را بر خود سخت بگیرد مغلوبش می شود)[منبع قبلی،ص:3].

2)ترانه: می گوید:(در بیمارستان دراز کشیده بودم که دیدم رادیو روی تخت در کنارم است وام کلثوم ترانه می خواند ومن دوست دارم که ترانه هایش را در وصف پیامبر گوش کنم)[منبع قبلی،ص:144].

3)عشق:تلمسانی در وصف خود می گوید:(واگراز من درباره عشق سؤال کنید،من خود عشقم وپسر عشقم وپدر عشقم وبرادرش هستم)! [ص:263].

4)نماز در سینما: می گوید)من این طور نماز میخواندم؛ ظهر وعصر را در سینما روز جمعه قصر وجمع می کردم) [ص:31].

5) سیگار:می گوید:(با خود گفتم که سیگاری از جیبم بیرون بیاورم….ومن سیگار کش بودم!……به حسن البنا گفتم:اگر دستورمی دهی قطع کنم واگر سکوت می کنی ادامه می دهم؟بنا گفت:نه تو را امر میکنم ونه نهی می کنم!)[ص:26،وص:78].

http://www.tawhed.ws

www.alsunnah.info

http://www.almaqdese.net

http://www.abu-qatada.com


 

[1] عقیده تفویض از عقائد بدعی است که سلف صالح به سختی با آن مبارزه کرده اند.


Responses

  1. سلام برادر عزيز … از بابت مطلب بسيار جالب و بجايتان سپاسگزارم ..
    جزاكم الله خيرا الجزاء جزاء المحسنين.
    من شما را لينك كردم .. اگر شما هم اين كار را در حق ما انجام دهيد بسيار ممنون خواهيم بود.
    وسلام عليكم و رحمة الله

  2. سلام علیکم
    لطفا کمی هم از کتاب شیخ ایمن الظواهری به اسم دستاورد تلخ اخوان در 60سال گذشته را هم بذارید—–والسلام علیکم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: