نگاشته شده توسط: عقیده و جهاد | ژوئن 7, 2009

روش جديد تبليغ تشيع ورفض

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله وحده، والصلاة والسلام على من لا نبيَّ بعده، وبعد.

شيعيان رافضي، ناكارآمدي طريقه سنتي تبليغ مذهبشان را دريافته اند و دانسته اند كه مذهبشان به حكم مخالفت با فطرت وعقل،تأثيري برجذب مردم ندارد.بلكه حتي نفرت ساز بوده وصاحبان فطرت وعقل سليم از آن گريزانند و پي برده اندكه اگر دعوتشان را با شرح مذهب كه مملو از خرافات و زشتيهاست، آغاز كنند،كشاندن مردم به دينشان ممكن نخواهد بود.از اين رو چاره اي نيافته اند جز اينكه منهج جديدي به كار گيرند تا تمايل به سوي اين دين را ممكن سازد وموجب روي آوردن مردم به آن ونتيجتاً سبب ترويج تشيع ورفض در ميان مردمان باشد خصوصاً در مناطق وممالكي كه اهل آن به عقيده تشيع ورفض آگاهي نداشته و به كينه وشر و كيدي كه شيعيان رافضي نسبت به اسلام ومسلمين بخصوص كاروان نخستين آن صحابه كرام رضي الله عنهم اجمعين ،در دل پنهان دارند،جاهلند.           

اما آن منهج جديد كه براي صدور تشيع ورفض وبسط نفوذشان در بلاد مسلمين در پيش گرفته اند،كدام است؟

اين منهج در دو مورد خلاصه مي شود:

اولا:تكيه برگفتمان سياسي حماسي قائم بر دشمني با آمريكا ودول غرب از جمله تصريحات مبارزه جويانه وبرتري طلبانه رهبران قم وتهران در رابطه با قضيه فلسطين  كه ملتهاي عربي واسلامي را به سوي خود جذب كرده وعواطف واحساساتشان را بر مي انگيزاند.

رهبران تشيع ورفض در قم وتهران كارآمدي اين گونه گفتمان و اسلوب را دريافته اند ودانسته اند كه اين روش،ضمانتي است براي جذب وجوه وقلوب مردم به سوي آنها وبه سوي سياساتشان ونتيجتاً به سوي تشيع ورفض تا اينكه سرسپردگي مردم به آنها كامل شود.طريقه اي كه به مثابه مرحله قبل از دخالت مستقيم سياسي ونظامي ومذهبي در شؤون مسلمين و دينشان وكشورشان،مي باشد.والبته در اين راه موفق بوده اند وبسياري از اين اهداف در تعدادي از كشورهاي عربي و اسلامي محقق گشته است.

رهبران تشيع ورفض به درستي پي برده اند كه يك سخن سياسي حماسي در يك كنفرانس يا گردهمايي بين المللي حتي اگر دروغ ونفاق باشد آن چنان احساسات ملتهاي مقهور ومظلوم واقع شده توسط آمريكا وهم پيمانانش،را تحريك مي كند كه براي صدور تشيع ورفض بسيار بهتر وتأثير گذارتر است از تلاش و تبليغ صدها آيت از رجال دينشان – در طول دهها سال – كه مردم را به طريقه سنتي به تشيع ورفض دعوت مي دهند.[1]

لذا هر از چندگاه بعضي از رهبران و آيات قم وتهران و همراهشان مزدور و ساخته دستشان حزب الله لبنان را مي بينيم كه شعار سر مي دهند- فقط شعار و بس- كه اسرائيل را از صفحه وجود محو خواهند كردو همراه فلسطينيان وجهادشان ضد صهاينه يهود ايستاده اند و وقوع هلوكاست را انكار مي كنندو گاهي نيز زبانشان را ضد آمريكا ودول غرب وامپرياليسم وقدرتهاي استكباري تند وتيز مي كنند تا رسانه ها را به بوق وكرنا براي خود ومذهبشان،مشغول دارند وهرگاه شعاري كم رنگ گشته وتأثيرش كم شد شعاري ديگر را مي آورند وشعارهاي حماسي جديدتري ار صهيونيسم وامپرياليسم واستكبار سر مي دهند تا هميشه در خاطره ها بمانند و مردم به ستايش شان بپردازند وموجب شگفتي وعلاقه آنها باشند چون مي دانند كه علاقه مردم به آنها وسياساتشان قدم اول واساسي براي شيعه كردن اين مردم وگمراه كردن آنها از دينشان مي باشد.

چه بسيارند فرهيخته گان مشهوري – از خودمان – كه سياست ايراني رافضي مذكور او را مبهوت خود كرده  به طوري كه حاضر نيست کوچکترين انتقادي درباره شيعه وتشيع ورفض بشنود زيرا گمان مي برد كه اين انتقاد به نفع دشمنان امپرياليستي وصهيوني است كه ايران براي مواجهه با آن به پاخواسته است و اين خواسته مهمي از خواسته هاي آيات واحبار قم وتهران است كه ديرزماني در پي تحققش بوده اند.

اينان – از آنجايي كه فرقه اي قائم بر تقيه وهزار چهرگي ودروغ اند – در عين حال سياست ديگري را دنبال مي كنند بدين ترتيب كه دسته ديگري از آنها سخناني متضاد ومخالف دسته اول كه عهده دار سياست مبارزه طلبي ومواجهه با امپرياليسم است،را عنوان مي كنند. اين دسته مي گويند كه به دنبال محو اسرائيل نيستند وبا اسرائيليها مشكلي ندارند وبه قربانيان يهود در هلوكاست اعتراف مي كنند وبه ضرورت رابطه وتفاهم با آمريكا ودول غرب معتقدند وخود را به عنوان ليبرالها،اصلاح طلبان و…معرفي مي كنند برخلاف محافظه كاران گروه اول. وهر يك از اينان نقشي را كه به او محول شده،بازي مي كند والبته امكان ندارد از دايره توصيه ها وتعليمات مرشدشان(و کارگردانشان )خامنه اي نائب امم غائب – به گمان آنها – پا فراتر گذارند.تا بدين وسيله از هراس آمريكا ودول غرب بكاهند و به آنها بفهمانند كه : رجزخواني هاي دسته اول چيزي نيست جز تاكتيك وسياست هاي مرحلي براي حقه بازي و پوزخندزدن به ملتهاي نادان خوش خيال وبه منظور اهداف مذهبي وفرهنگي مخصوص.اما در حقيقت ما وشما دوست ورفيق ومتحد هستيم وعوامل استراتژيک مهمي وجود دارد كه ما را به همكاري وهماهنگي با هم فرامي خواند از جمله :هم پيماني استراتژيک ضد هر عمل اسلامي جهادي هدفمند كه به دنبال احياي خلافت اسلامي راشده باشد وتهديدي براي مصالح ما ومصالح شما در منطقه محسوب شود البته به اسم همكاري براي مبارزه با تروريسم وتروريستها!

واگر چنين نيست پس به من بگوييد:چطور آنها از يك طرف به ظاهر گفتماني برتري طلبانه ومبارزه جويانه با آمريكا دارند و هم زمان، با آمريكا وبا هم پيمانان آمريكا ومزدوران آمريكا – مانند كرزاي افغانستان و زرداري پاکستان – ضد مسلمانان مجاهد كه با آمريكا در افغانستان وعراق وپاکستان وساير مناطق،مي جنگند متحد شده وهمكاري مي كند!

به من بگوييد:چگونه مشكل آمريكا ودول غرب با ايران فقط حول پروژه اتمي ايران منحصرمي شود وبس. ودر مورد ساير مشكلات مهم منطقه در اوج تفاهم وهماهنگي وتعاون هستند وبخاطر اين تفاهم وتعاون حول اين مشكلات بزرگ ومهم به نسبت آنها – آمريكا ودول غرب –  آمريكا نمي خواهد فشار بيشتري بر ايران بياورد وتنبيهات وتحريمات بيشتري ضد ايران به كار بگيرد مبادا كه همكاري ايران را از دست بدهد.وايران نيز اين را مي داند بنابراين پروژه اتمي خود را تا نهايت خود پيش مي برد تا اينكه موفق به ساخت بمب اتم شود – اگر تا حال نساخته باشد وكار پايان نيافته باشد – بدون اينكه به جامعه بين الملل وتهديدات وداد وفريادشان،اهميتي دهد!

ايران اصرار دارد كه جنگ در افغانستان تا طولاني ترين زمان ممكن،ادامه يابد وآمريكا وجامعه دولي را در باتلاق افغانستان  سرگرم كند همانطور كه قبلا – وتا كنون – آنها را در باتلاق عراق  سرگرم كرده است. واين سياست ايران اسباب عديده اي دارد:

از جمله اين اسباب:حمايت طائفه هزاره رافضي موجود در افغانستان وگسترش وتقويت آن وتعميق نقش آن به عنوان اقليتي در رهبري افغانستان و زندگي افغاني واين كار نيازمند زمان و نيازمند نيروهاي بين المللي است كه اين طائفه را با اهداف ونقشه هايش حمايت كند.

واز جمله آنها:تقويت طائفه هزاره وگسترش وقدرت دادن به آن در كشور به ايران فرصت حقيقي وعملي را براي دخالت مستقيم وبيشتر در شؤون افغانستان عطا مي كند و نيز فرصت خوبي را به ايران براي صدور تشيع ورفض به محيط افغاني مي دهد مخصوصا با سوء استفاده از ضعف واحتياجات وفقر مردم.

اين هدف امكان تحقق نمي يابد جز با استمرار جنگ در افغانستان وبا استحمار جامعه دولي در باتلاق افغانستان تا اينكه ايران به خواسته هاي خود برسد.

وازجمله:مشغول كردن جامعه دولي در باتلاق افغانستان تا آخرين درجه  همانطور كه قبلا آن را در باتلاق عراق غرق كرد تا توان پرداختن به برنامه استراتژيک اتمي ايران را نداشته باشد وبراي اينكه اين منظور برايش محقق شود ايران تعاون كامل وامكانات اطلاعاتي و…را در اختيار جامعه دولي مي گذارد تا عميقتر در باتلاق افغانستان غرق شود تا اينكه در نهايت مجبور شود براي حل مشكل،دست به دامن ايران وكمك هايش شود وايران نيز بيشتر به برنامه غرق ونابودي آن دامن مي زند وهمه اينها بدون فايده نخواهد بود بلكه يكي از فوايدش ادامه پروژه نظامي اتمي ايران است.

واز جمله:كشتارمسلمانان اهل سنت وتفقير وتجهيل آنها ودرهم شكستن هرگونه اقدام يا عمل اسلامي كه به دنبال برپايي خلافت راشده بوده ومانعي جلوي گسترش اهداف ونقشه هاي ايراني شيعي در منطقه وجهان باشد. وبسيار براي ايران خوشايند خواهد بود كه اين كار به دست كسي ديگر يعني به دست جامعه دولي بخصوص حامي كفر وتروريسم، آمريكا، انجام گيرد بدون اينكه ايران کوچکترين زحمتي براي اين هدفش متحمل شود.

وبه تعبير ديگر ايران صفوي در استحمار مجتمع دولي واستخدام آن براي رسيدن به اهداف سياسي ونظامي ومذهبي اش هم در عراق وهم در افغانستان موفق بوده است همانطور كه قبلا در استحمار واستخدام بعضي از شيوخ وبزرگان غافل اهل سنت كه عاشق سياستهاي مبارزه طلبانه ايران ومزدورش حزب الله لبنان بوده اند،براي صدورتشيع ورفض موفق بوده است.

همين سناريوي خبيث قائم بر هزارچهرگي ورياكاري ودروغ ونفاق وتقيه را رهبران وآيات شيعه در عراق به كارگرداني آيات رفض وتشيع در قم وتهران به اجرا درآورده اند طوري كه دسته اي از آنها ظاهرا وباطنا مزدور اشغالگران آمريكايي شده اند وگروهي ديگر به حساب عاقبت انديشي واهداف بلند مدت،ظاهرا – نه باطنا – ضد اشغال آمريكا موضع گرفته  وظاهرا مقاومت عراق را تأييد مي كنند وتظاهرات مسالمت آميزي در خيابانها به راه مي اندازند وشعار سرمي دهند كه:لا….لا….لأمريكا!

حقا كه اين ضرب المثل در مورد آنها صدق مي كند كه :مقتول را مي كشند وسپس در تشيييع جنازه اش شركت مي كنند .همانطور كه قبلا چنين كاري كردند حسين رضي الله عنه را كشتندسپس برايش گريه كردند،خيانت مي كنند وبا دشمن بر ضد امت وهم وطنانشان همكاري مي كنند سپس در عين حال،فرياد برمي آورند – براي تاكتيك مرحله اي – كه:لا…لا….للعدو…نعم …نعم…للمقاومه.

دينشان كه بر پايه چند رنگي وتقيه وكذب وتكذيب بنيان شده به آنها اين اجازه را مي دهد كه ريسمان را از وسطش بگيرند ودر وسط ميدان بايستند ودرهر سوي معركه كه بخواهند قرار بگيرند،نه به اين سو ونه به آن سو.

آنها دائما به گروهي كه مصالح واهداف مذهبي رافضيشان را بيشتر تحقق مي بخشد،نزديك مي شوند.ازاين رو آنها در طول تاريخ ننگين ومملو از خيانت ونبرنگ وتوطئه شان،هميشه با دشمن وبا اشغالگران بر ضد امت ودين وهم وطنانشان،متحد بوده اند.

ثانيا:رهبران وآيات تشيع ورفض دريافته اند كه هر دعوتي كه بخواهد براي ديگران صادر شود وبخواهد در ميان مردمان وممالك حرف اول را بزند بايد حامي ومدافعي با قدرت حقيقي داشته باشد كه موانع را از جلويش برداشته وهر كس را كه بخواهد به عنوان مانعي سر راهش قرار گيرد،كنار بزند وديگران  را به احترامش وادارد.[2]

ونيز دريافته اند كه ملتهاي مقهور ولگدكوب شده ومستضعف ومغلوب – كه غالب ملتهاي اسلامي چنين هستند – حول كسي گرد نمي آيند مگر قدرتي نيرومند كه اميدوار باشند كه قسمتي از حقوق وكرامت وعزتشان را باز پس گيرد چرا كه باطل قوي،آقايي وسروري وعزت و تمكين وهيمنه اي را در زمين تحقق مي بخشد كه حق ضعيف ومستضعف توانايي آن را ندارد.وبعد از اينكه اين گردآوري و تمكين انجام گرفت صدور تشيع و شيعه كردن مردم بسياربرايش آسان خواهد بود وهر كس با آنها – در آن روز – با تشويق واغفال همراهشان نشود با تهديد واجبار همراهش مي كنند.

رهبران وآيات واحبار رفض وتشيع اين حقيقت را دريافته اند،براي همين از وقتي انقلابشان در ايران به پيروزي رسيد در تلاشي خستگي نا پذير وكوششي شبانه روزي ومتواصل به منظور پيشرفت برنامه هاي تسليحاتي ونظامي هستند تا درجه اي كه به مرحله ساخت بمب اتمي رسيده اند البته اگر تا حال نساخته باشند وكارش به پايان نرسيده باشد اما وقت اعلان آن هنوز نرسيده باشد.[3]

از جانب مجتمع دولي تمام پيشنهادها وامتيازات – كه هيچ دولتي درمنطقه خوابش را هم نمي بيند – به ايران عرضه شد مقابل اينكه برنامه نظامي اتمي اش را متوقف كند ولي ايران ابا ورزيد وتمامشان را رد كرد ونيز تمام تحريمات و تهديداتي را كه متوجهش بود به هيچ گرفت با وجود اينكه تأثيرات منفي بر اقتصاد ومعيشت ملتش داشت.وهمه اينها بخاطرآگاهي اش به اهميت پروژه اتمي براي دولت شيعه اي چون ايران است كه سعي دربسط نفوذو گسترش مذهبش در منطقه دارد – وآرزوي باز گردانيدن عزت دولت صفوي براي بار دوم را در سرمي پروراند – هدفي كه بدون بمب اتم امكان تحقق آن وجود ندارد.

توقف پروژه اتمي نظامي ايران يعني توقف گسترش وتوسعه شيعي رافضي ويعني توقف صدور انقلاب ايراني ومذهب رافضي شيعي به دول منطقه.وغير ممكن است كه دولت مذهبي و ايدئولوژيکي مانند ايران كه اهداف وآرزوهاي متعددي در منطقه دارد به اين چيز راضي شود حتي اگر اين كار به هلاكت غالب مردم ايران منجر شود.

از اين رو از تصريحات آيات واحبار قم وتهران اين بود كه گفتگوي واقعي درباره برنامه اتمي ايران با آمريكا ومجتمع دولي بعد از ساخت بمب اتمي،صورت خواهد گرفت طوري كه درآن زمان مجتمع دولي در برابر عمل انجام شده قرار گيرد وايران با دولتهاي ديگر به عنوان همتايي قدرتمند كه بقيه از او حساب مي برند، برسر ميز مذاكره بنشيد نه مانند طرف گفتگويي كه شروط براو ديكته مي شود ويا به روش ناشايست با او سخن گفته مي شود!

واين مطلبي كه به آن اشاره كردم بخش زيادي از آن به وقوع پيوسته است وروز به روز نشانه هايش آشكارترمي شود ومسئله به نسبت ايران فقط مسئله زمان است نه بيشتر و ستذكرون ما اقول لكم.

ايران در تلاش وكوشش وبرنامه ريزي دائم است تا تبديل به امپراطوري فارسي وقدرت مطرح و نيرومندي شود به طوري كه در هر گونه تصميم گيري وبرنامه ريزي دولي مهم،پشت سرنهادن ايران يا ناديده گرفتنش مشكل باشد.مي خواهد عزت وافتخارات دولت فارسي مجوسي سابق – ماقبل اسلام – را كه نصف جهان آنروز تحت سيطره اش بود را دوباره بازگرداند وجميع ظروف وزمينه ها وحوادث منطقه اي وجهاني كنوني به نفع او مي باشد واو را در رسيدن به هدفش ياري مي رساند مگر اينكه جنبش اسلامي وجهاني جدي ايجاد شود تاخطر پيشروي وتوسعه وگسترش صفوي شيعي ايراني را متوقف كند.

مجتمع دولي در غفلت وغرق در بحران هاي اقتصادي ومشكلات خود در عراق وافغانستان وبا كره شمالي وساير مناطق است واين فرصت را براي ايران صفوي مهيا مي كند تا بيشتر پيشرفت كند وجلو رود وقويتر شود وبرنامه ها وپروژه اتمي نظامي خود را به دور از مراقبت وهر گونه فشار كارآمد ومؤثر تكميل كند.

واما جوامع عربي واسلامي در مستي وخوش خيالي به سر مي برد واز ديدن آنجه دور وبرشان وداخل شهرشان مي گذرد كور هستند واز درك درست قضايا ناتوان مي باشند.رژيم هاي ضعيف وشكست خورده وطاغوتي بر آنها حكم مي كنندكه در ميان ملتشان پايگاهي نداشته وخود نيز به خود اعتماد نفس ندارند وبراي حمايت خود به بيگانگان تكيه دارند،هم وغمشان حفاظت ازپادشاهي وتخت ورياست وامتيازات ومكاسب آن است واگر اينها برايشان محفوظ باشد برايشان مهم نيست كه بعد از آن چه اتفاقي مي افتد.مردم شيعه شوند…گمراه شوند….كافر شوند…فاسق شوند…در قبله شان به سوي قم وتهران روي كنند…ودر باطن خود سرسپردگي و ارادت آيات واحبار قم وتهران را پنهان دارند،همه اينها برايشان هيچ اهميتي ندارد و مهم فقط پادشاهي وحكومت وتاج وتخت است.واين وضعيت بي شك كار را براي دولت  مذهبي و ايدئولوژيکي مانند ايران بسيار آسان مي كند كه به راحتي گسترش يافته و در دول منطقه نفوذ كند بدون اينكه کوچکترين مانع يا مقاومتي ببيند.

واگر چنين نيست پس به من بگوييد:تعداد شيعه هاي فارسي زباني كه در دول خليج اقامت دارند چه اندازه است؟ اگربه عنوان مثال بحرين را در نظر بگيريم،تعداد شيعه هاي فارسي زبان كه در بحرين اقامت گزيده وشناسنامه بحريني دارند بيش از 70% جمعيت بحرين است.و هنگامي كه ايران مي گويد بحرين استاني از استانهاي ماست مي فهمد چه مي گويد.ودرتوان ايران است كه بحرين را به انضمام خود در آورد يا از طريق دموكراسي وانتخابات وصندوق هاي رأي گيري كه خوشايند رژيمهاي غربي است يا ازطريق نيروي نظامي كه رژيمهاي شرقي اين زبان را بهتر مي فهمند.

امارات متحده عربي با اينكه با تجاوزات نظامي ايران به بعضي از جزائرش مواجه بوده ولي با اين حال 500هزار شيعه فارسي زبان ايراني در اين مملكت يافت مي شود كه مانند استخواني در گلويش گير كرده است واين رقم  غير از شيعيان رافضي است كه بومي امارات هستند وارادت وسرسپردگي وبندگي وطاعت كوركورانه آيات ورهبران قم وتهران را در باطن پنهان نگاه داشته اند.

چه  هنگام در سوريه وفلسطين والجزائر وسودان شيعه روافض بوده تا با اصحاب وامهات المؤمنين واسلام ومسلمين دشمني كنند !چگونه تشيع ورفض به اين ملتها وكشورها داخل شده است و چه  كسي مسؤول اين روزنه اي است كه تشيع ورفض از داخل آن نفوذ كرده وچگونه اين كار انجام گرفته است؟!!

بايد به خود بازگرديم ونفس خويش را محاسبه كنيم ومراقبت وپاسداري وهشدار درباره خطر شيعي رافضي صفوي را زياد كنيم قبل از اينكه ملت به دو ملت وجامعه به دو جامعه وخانه واحد به دوخانه تقسيم شود وقبل از اينكه فلسطينيان در فلسطين به شيعه وسني تقسيم شده وبه جنگ يكديگر برخيزند (واين امريست كه هر كجا شيعيان رافضي  قدرتي ومكنتي بيدا كنند،اتفاق مي افتد همانطور كه در بسياري از شهرها ومناطق به وقوع پيوسته ومشاهده مي شود) جلوي چشم وگوش همگان وشماتت صهيونيستهاي يهود وپشت سر آنها مجتمع دولي.

پاکستان وعراق وسوريه ولبنان در دست ايران است ودر افغانستان ويمن وسعودي وساير بلاد عربي وغير عربي تأثير فعال ودست كارآيي دارد وبراي رشد وپيشرفت اين نفوذ تلاش مي كند تا اينكه به پديده مهمي تبديل شود وتا اينكه اين پديده در اين كشورها به واقعيتي داراي حق وحقوق تبديل شود وخود را بر جوامع مستولي كند ودر نتيجه مشكلات مذهبي وعقيدتي خود را بر بلاد وعباد بگستراند.

اين امر به وقوع پيوسته است ودر آينده نزديك چندين برابر خواهد شد اگر ملتهاي مسلمان نقش حقيقي خود را در مواجهه با خطر شيعي رافضي صفوي به عهده نگيرد.

امتي كه مي خواهدبر پاي خود ايستاده  ودر سلامتي وامنيت به حيات خويش ادامه دهد بايد عقيده را بر سياست مقدم كند وسياست را در پرتو عقيده بفهمد واگر اين چنين نكند وبه گرداب هلاكت ونابودي درافتد،نبايد جز خويشتن را ملامت نكند.

اللهم إني قد بلَّغت، اللهمَّ فاشهد

وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين

نويسنده:شيخ ابوبصير طرطوسي

ترجمه از: موحد محمدي

 


[1] هركس گفتگوها ومناظراتي را كه در بعضي رسانه ها درباره شيعه وتشيع برگذار مي شود ملاحظه كند متوجه خواهد شد كه نقش طرفهاي شيعي مناظرات فقط در قطع سخن طرف مقابل وبرهم زدن گفتگو خلاصه مي شود وهدفشان اينست كه طرف مخالف نتواند سخن خود را با آرامش ووضوح بيان كند تا مبادا كه مردم به حقيقت پي ببرند.آنها فقط به خاطر اين هدف در اين گفتگوها ومناظرات شركت مي كنند وبس. ونه به خاطر ابراز حقايق قانع كننده وموافق نقل وعقل مذهبشان. چون چنين چيزي اصلا در مذهبشان يافت نمي شود.

[2] بسياري ازاين اهداف  براي  ايران محقق گشته است .در بسياري از جوامع اسلامي حسينيه هاي قائم بر عزاداري وبرسروسينه زدن ولعن وطعن ونفرين،برپا شده است بدون اينكه كسي به آنها اعتراضي كند چون معترض مي داند كه پشت اين حسينيه ها قدرتي ايستاده كه ممكن است او را تنبيه كرده واو را آزار دهد .حتي هم اكنون مراسمات شرك آلودشان را درحرم مسجد نبوي نيز مي بينيم ونظام سعودي جرأت جلوگيري آن را ندارد چون مي داند كه پشت سرآن دولتي اتمي ويا نزديك اتمي شدن،ايستاده است كه از آنها حمايت كرده ودر راه دفاع آنها مي جنگد ووقتي بين آنها وعده اي از جوانان مسلمان در ساحت مسجد نبوي درگيري رخ داد دولت سعودي جرأت نكرد كه آنها را توقيف كرده وبازجويي كند وهر كس را كه ازآنها دستگير كرده بود به سرعت آزاد كرد واين در حالي است كه بسياري ازداعيان وعلماي بزرگ اسلام سالهلست كه در سياهچالهاي زندانهاي نظام سعودي تحت انواع شكنجه ها قرارگرفته اند وهيچ كسي جرأت درخواست آزادي آنان را ندارد.

[3] ازهمين روست كه ايران به تسليح فرزند خود حزب الله لبناني بسيار حريص است،تسليحي كه ازسلاح وقدرت خود دولت لبنان بيشتر شده بلكه حتي از بسياري از دول منطقه نيز زيادتر است طوري كه اين حزب به درجه اي رسيده كه گذشتن از آن مشكل است وايران اين قدرت را براي اهداف وبرنامه ها ومصالحش استخدام كرده تا در وقت نياز وهر زمان كه بخواهد از آن استفاده كند ومي كوشد در آن زمان حزب در حدي باشد كه بتواند نقش محول شده از سوي آيات واحبار قم وتهران را به خوبي ايفا كند.


Responses

  1. شما دشمنان اهل بيت در همين ناداني بمانيد و در حيرت از پيروزي هاي مكرر شيعيان باشيد كه: يريدون ليطفئوا نور الله بأفواههم و يأبي الله الا ان يتم نوره و لو كره الكافرون

  2. در ضمن متن و فيلم مناظرات شيعه و سني در سايت http://www.valiasr-aj.com موجود است برويد و ببينيد كه چه كسي از مناظره فرار مي كند و در مناظره وسط حرف طرف مقابل مي پرد.

  3. دوستان بزرگوار سلام:
    قدري منطقي تر بگوييد و بنويسيد ،حقايق را پنهان نكنيد و از گفتن حق ابايي نداشته باشيد.
    مدير و يا مديران محترم وبلاگ عقيده و جهاد ،قدري متعادل تر ،اگر كتب معتبر خودتان را به ويژه صحاح ارزشمند سته را بررسي كنيد (البته بدون هيچ گونه تعصب و لجاجتي) به باورهاي خودتان واقفف تر خواهيد شد.
    در ضمن بحث بر سر يك انديشه و نقد آن ،از راه نقد عمل عوام آن انديشه و عملكرد شخصي و اختراعي برخي و يا عده اي از افرادي كه نام آن انديشه را يدك مي كشند، هرگز منطقي و معقول نيست ،نقد بايد علمي و مستند و با تكيه بر منابع اصيل آن فكر و انديشه باشد و بس.
    مي توانيد قدري از انتقادات و اشكالات شيعه يا به قول خودتان روافض را در «پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق» ملاحظه فرماييد و نقد علمي و مستندتان را در ذيل هر مطلب بفرماييد تا تبادل انديشه اي و جدال احسني صورت بپذيرد.
    ———-
    اللهم نور قلوبنا بنور القرآن

  4. با سلام مجدد:
    عذر خواهم آدرس پايگاه اطلاع رساني اديان و فرق را فراموش كردم محضرتان تقديم كنم:
    http://www.adyan.net
    ————-
    يا علي،التماس دعا
    موفق و كامياب و سربلند باشيد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: